*دوران تدریس و معاونت من*

کپی برداری از مطالب این وبلاگ، پاشیدن رنگ خدا است به زندگی دیگران؛ در رنگی کردن دیگران درنگ نکنید!

جشن تولد من در سال 91

روز چهارشنبه تاریخ 30/1/91 ساعت 11:15 کلاس داشتم ساعت 10:30 صبح در مدرسه بودم ساعت  11:00 زنگ تفریح زده شد و همکاران یکی یکی وارد دفتر شدند بعد از سلام و احوال پرسی و خسته نباشی  کمی که نشستند یکی از همکاران دبیر ادبیات گفت: امروز یکی از همکاران سورپرایز می شود من که متوجه حرف هایشان نشده بودم ودر  جواب آن همکار یکی دیگر از همکاران گفت: خانم آقاجانی پور است. من که سر از حرف های آن ها در نمی آوردم و خیلی برایم جای تعجب بود گفتم: برای چه من؟ همکار دیگری در جواب گفت:به دلیل اینکه جشن تولد شماست. خانم مدیر گفت: این چه سورپرایزیست که ایشون را در جریان گذاشتی  در همین بین حرف ها عوض شد و موضوعات دیگری به میان آمد ساعت 11:15 زنگ کلاس زده شدو همه همکاران یکی پس از دیگری  به کلاسشان رفتند من هم .........

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

[ جمعه 1 اردیبهشت 1391 ] [ 10:38 ق.ظ ] [ مریم آقاجانی پور ]

[ نظرات() ]


کلاس درس فلسقه
روزی در سر کلاس درس فلسفه ی پیش  به دانش آموز ی به دلیل اینکه توجه نکرده بود وبه زاویه ای از ( سقف )کلاس خیره شده بود صدایش زدم گفتم چرا به آن گوشه ی کلاس خیره شدی گفت نه خانم داشتم درس گوش می کردم گفتم باشد بگو ببینم در باره چه چیز ی داشتم بحث می کردم فقط کلمه ی آخر یادش بود نه چیز دیگری به او گفتم پس نتیجه می گیریم که من در آن زاویه از سقف کلاس بودم که یکباره کل کلاس زد زیر خنده.!!!!!!!!

[ دوشنبه 17 بهمن 1390 ] [ 11:31 ب.ظ ] [ مریم آقاجانی پور ]

[ نظرات() ]