*دوران تدریس و معاونت من*

کپی برداری از مطالب این وبلاگ، پاشیدن رنگ خدا است به زندگی دیگران؛ در رنگی کردن دیگران درنگ نکنید!

گل زیبا




تقدیم به همه ی بازدیدکنندگان خوب این وبلاگ



[ جمعه 25 مهر 1393 ] [ 10:02 ب.ظ ] [ مریم آقاجانی پور ]

[ نظرات() ]


غدیر

غدیر روز اثبات امامت ائمه طاهرین (علیهم السلام) بر شیعیان حضرت مهدی مبارک باد.




ای دل ز ولایت علی شادی کن


احساس غرور و فخر و آزادی کن


با دسته گلی پر از درود و صلوات


از روز غدیر و شادی اش یادی کن


    



[ یکشنبه 20 مهر 1393 ] [ 09:53 ب.ظ ] [ مریم آقاجانی پور ]

[ نظرات() ]


جرم
مرا به جرم هزاران گناه می بردند

شبی که روح توبر دوش ماه می بردند

دوباره آمده بودند تا کرانه درد

دلم به جای خودم اشتباه می بردند

ترا بخاطر یک آسمان پراز لبخند

مرا برای قصاص نگاه می بردند

تمام دفتر اشعار من سند می شد

به انضمام دلی غرق آه می بردند

چقدر قاضی پرونده بدقلق می شد

که آبروی تودر دادگاه می بردند

همیشه رسم بر این بوده یک نفر محکوم

به پای چوبه ی داری سیاه می بردند

اگر که چشم تو حکمش دوباره اعدام است

مرا به پای خودم دلبخواه می بردند



[ چهارشنبه 16 مهر 1393 ] [ 12:21 ق.ظ ] [ مریم آقاجانی پور ]

[ نظرات() ]


شعر استاد شهریار داغ لاله
بیداد رفت لاله بر باد رفته را
یا رب خزان چه بود بهار شکفته را

هر لاله ای که از دل این خاکدان دمید
نو کرد داغ ماتم یاران رفته را

جز در صفای اشک دلم وا نمی شود
باران به دامن است هوای گرفته را

وای ای مه دو هفته چه جای محاق بود
آخر محاق نیست که ماه دو هفته را

برخیز لاله بند گلوبند خود بتاب
آورده ام به دیده گهرهای سفته را

ای کاش ناله های چو من بلبلی حزین
بیدار کردی آن گل در خاک خفته را

گر سوزد استخوان جوانان شگفت نیست
تب موم سازد آهن و پولاد تفته را

یارب چها به سینه این خاکدان در است
کس نیست واقف اینهمه راز نهفته را

راه عدم نرفت کس از رهروان خاک
چون رفت خواهی اینهمه راه نرفته را

لب دوخت هر کرا که بدو راز گفت دهر
تا باز نشنود ز کس این راز گفته را

لعلی نسفت کلک در افشان شهریار
در رشته چون کشم در و لعل نسفته را



استاد شهریار


[ چهارشنبه 16 مهر 1393 ] [ 12:16 ق.ظ ] [ مریم آقاجانی پور ]

[ نظرات() ]


گذشته


[ دوشنبه 14 مهر 1393 ] [ 05:56 ب.ظ ] [ مریم آقاجانی پور ]

[ نظرات() ]


عکس : چگونه خودمان یک درخت لیمو پرورش دهیم ؟
پرورش درخت لیموترش در منزل...





این آموزش برای کسانی هست که علاقه زیادی به پرورش یک درخت در منزل خود دارند.
جالب هست بدونید من خودم هم شخصا دانه های لیموترش را در یک گلدان کاشتم که الان پس از سه هفته جوانه زده و بزرگ شده اند . پس این روش صد در صد اگر درست اجرا شود عملی ست
ابتدا شما چند هسته لیموترش بزرگ و خوب نیاز دارید که باید آنها را جدا کنید و به مدت دو روز در یک لیوان آب قرار دهید تا خیس بخورند
بعد پوست روی هسته ها را جدا کنید تا آماده کاشتن شوند.
اگر هسته ها لیز بودند آنها را با دستمال کاغذی گرفته و با ناخن جدا کنید
یک گلدان خوب که حتما دارای سوراخ در کف باشد انتخاب کنید و آن را با خاک مرغوب شامل : خاک برگ+کوکوپیت+پرلیت مخلوط کرده و هسته های لیمو را بر روی آن فشار داده و سپس به اندازه 2 سانتی متر روی آن را دوباره خاک بریزید
سپس با اسپری آب بر روی آن را حسابی خیس کنید و یک پلاستیک سفید را بر روی گلدان بکشید تا رطوبت گلدان خارج نشود و نیازی نباشد شما هر روز به آن آب بدهید
سپس گلدان را در یک جای پر نور و نسبتا گرم قرار دهید و صبر کنید تا جوانه های لیموترش را ببینید.
پس از آن پلاستیک را برداشته و هر روز مقداری آب بدهید تا جوانه ها بزرگ شوند
چند نکته :
خاک برگ و کوکوپیت و پرلیت را از گلخانه ها تهیه کنید
اگر نمی دانید کوکوپیت و پرلیت چیستند کافیست در گوگل اسم آنها را جست و جو کنید
حتما یک گلدان خوب با حداقل ارتفاع 20 سانتی متر و سوراخ های بزرگ در کف را انتخاب کنید
هسته های لیمویی که بر روی آب شناور می شوند را دور بیندازید
تقریبا یک تا دو هفته برای جوانه زنی بذر ها باید صبر کنید
حتما از مخلوطی که من گفتم استفاده کنید و خاک باغچه را به تنهایی استفاده نکنید چون مخلوط کوکوپیت و پرلیت به سرعت جوانه زنی هسته ها کمک می کند

[ دوشنبه 14 مهر 1393 ] [ 05:27 ب.ظ ] [ مریم آقاجانی پور ]

[ نظرات() ]


صداقت
ماجرای انتخاب همسر برای شاهزاده چین(بسیار خواندنی و آموزنده)


دویست و پنجاه سال پیش از میلاد؛ در چین باستان؛ شاهزاده ای تصمیم به ازدواج گرفت. با مرد خردمندی مشورت کرد و تصمیم گرفت تمام دختران جوان منطقه را دعوت کند، تا دختری سزاوار را انتخاب کند.

وقتی خدمتکار پیر قصر، ماجرا را شنید غمگین شد چون دختر او هم مخفیانه عاشق شاهزاده بود. دختر گفت:آیا من هم به آن مهمانی خواهم رفت؟

مادر گفت: تو شانسی نداری، نه ثروتمندی و نه خیلی زیبا. دختر جواب داد: می دانم که شاهزاده هرگز مرا انتخاب نمی کند، اما فرصتی است که دست کم یک بار او را از نزدیک ببینم.
روز موعود فرا رسید و همه آمدند. شاهزاده رو به دختران گفت: به هر یک از شما دانه ای می دهم، کسی که بتواند در عرض شش ماه زیباترین گل را برای من بیاورد، ملکه آینده چین می شود.

همه دختران دانه ها را گرفتند و بردند. دختر پیرزن هم دانه را گرفت و در گلدانی کاشت. سه ماه گذشت و هیچ گلی سبز نشد، دختر با باغبانان بسیاری صحبت کرد و راه گلکاری را به او آموختند، اما بی نتیجه بود، وهیچ گلی نرویید.

روز ملاقات فرا رسید، دختر با گلدان خالی اش منتظر ماند و دیگر دختران هر کدام گل بسیار زیبایی به رنگها و شکلهای مختلف در گلدانهای خود داشتند.

لحظه موعود فرا رسید شاهزاده هر کدام از گلدانها را با دقت بررسی کرد و در پایان اعلام کرد دختر خدمتکار همسر آینده او خواهد بود!
همه اعتراض کردند که شاهزاده کسی را انتخاب کرده که در گلدانش هیچ گلی سبز نشده است.

شاهزاده توضیح داد: این دختر تنها کسی است که گلی را به ثمر رسانده که او را سزاوار همسری امپراتور می کند: گل صداقت... همه دانه هایی که به شما دادم عقیم بودند، امکان نداشت گلی از آنها سبز شود... .

منبع:روزنامه ی عصر ایران


[ سه شنبه 8 مهر 1393 ] [ 07:15 ب.ظ ] [ مریم آقاجانی پور ]

[ نظرات() ]


جملاتی الهام بخش برای زندگی آرامش بخش...

























































[ یکشنبه 6 مهر 1393 ] [ 09:43 ب.ظ ] [ مریم آقاجانی پور ]

[ نظرات() ]


تعطیلی مدارس درسال 93
یکشنبه 13 مهر عید سعید قربان

دوشنبه 21 مهر عید سعید غدیر خم

دوشنبه 12 آبان تاسوعای حسینی

سه شنبه13 آبان عاشورای حسینی

شنبه 22 آذر اربعین حسینی

یکشنبه 30 آذر رحلت حضرت رسول اکرم (ص)

سه شنبه 2 دی شهادت حضرت امام رضا (ع)

جمعه19 دی میلاد حضرت رسول اکرم (ص)

چهارشنبه 22 بهمن پیروزی انقلاب اسلامی ایران

جمعه29 اسفند روز ملی شدن صنعت نفت ایران



[ جمعه 4 مهر 1393 ] [ 10:22 ب.ظ ] [ مریم آقاجانی پور ]

[ نظرات() ]


با ده گل زیبای مرگبار آشنا شوید...











[ چهارشنبه 2 مهر 1393 ] [ 12:16 ق.ظ ] [ مریم آقاجانی پور ]

[ نظرات() ]