*دوران تدریس و معاونت من*

کپی برداری از مطالب این وبلاگ، پاشیدن رنگ خدا است به زندگی دیگران؛ در رنگی کردن دیگران درنگ نکنید!

ب کم جو تشنگی آور به دست

آب کم جو تشنگی آور به دست

تا بجوشد آبت از بالا و پست


«اجازه بدهیم دانش آموز در کلاس درس همچون پرنده ای تازه کار ، بال زدن بیاموزد نه بال بال زدن را. خیلی وقتها دانش آموزان ما به جای بال زدن ، بال بال می زنند. ما خیلی سخت می گیریم و غرق قواعد می شویم. خود بزرگان و اساتید عرب زبانِ  زبان عربی هم به این قواعد توجهی ندارند و گاه شده است که ما فکر می کنیم آنها بلد نیستند و اشتباه می کنند.»


درس هایی که به عنوان یک معلم برایم بسیار آموزنده بود:

1- در کلاس درس ، دانش آموز را تشنه نگه داریم و فوری به هر پرسشی پاسخ ندهیم. عدم پاسخ به معنی بی سوادی معلم نیست بلکه ذهن دانش آموز را به جنب و جوش وا می دارد که البته باید هدایت شده باشد.

2- خیلی به اطلاعات خودمان تکیه و اعتماد نکنیم و گاهی هم فکر کنیم که ممکن است چیزهای دیگری هم وجود داشته باشد که یا ما از آن بی خبریم یا برداشت اشتباه داشته ایم.

3- تکیه زیاد بر قواعد آن هم قواعدی که ما فقط بخشی از آن را می دانیم نه صحیح است و نه دردی از دانش آموزان دوا کرده است و نه خواهد کرد کما این که تدریس کتب عربی جدید در طی دو سال گذشته این امر را واضح کرده است.

4- وقتی خودمان از همه قواعد اطلاع نداریم توقع نداشته باشیم که باید دانش آموز همه آنها را بداند.

مثالی عرض کنم:

در یکی از کلاس های ضمن خدمت بحث بر سر این بود که فرق «هَل» و «أَ» و نیز «سـَ و سوفَ» را به بچه ها بگوییم یا نه؟

عرض کردم نباید بگوییم و بهتر است بگوییم فرقی ندارند.

برخی سفت شدند که باید بگوییم. و بنده این دو جمله را روی تابلو نوشتم و گفتم فرق معنای این دو جمله چیست؟

«هَل یذهبُ الطالبُ؟ / أَ یذهب الطالبُ»

گفتند فرقی ندارد.

عرض کردم معنی آنها و مفهومشان فرق دارد ولی نیازی نیست که ما بدانیم و به طریق اولی ، دانش آموز هم به این تفاوت ها نیاز ندارد.

و همچنین است تفاوت «سـَ و سوفَ» که واقعا تفاوت آنها چیزی نیست که ما در ذهن داریم و مرز آنها مشخص نیست

و با گذشت زمان بیشتر به سخنان علامه عباچی واقف می شوم که تأکید داشتند خیلی بر قواعد و قطعی بودن آنها تکیه نکنید.

خداوند به همه اساتید بزرگ که در اواخر دوران خدمت راهی نوین و دیدی جدید فراروی ما گذاشتند را عمر با عزت عنایت فرماید و همه همکارانی که صادقانه و خالصانه کار و تلاش می کنند.

ان شاأالله این درس زیبای استاد بتواند راه آموزش زبان عربی را قدمی آسانتر نماید.




[ یکشنبه 14 دی 1393 ] [ 06:50 ب.ظ ] [ مریم آقاجانی پور ]

[ نظرات() ]


میخوام ببینم طاقتت چقدره؟

میخوام ببینم طاقتت چقدره؟...

 
 
 
 
 
 



[ جمعه 12 دی 1393 ] [ 01:10 ب.ظ ] [ مریم آقاجانی پور ]

[ نظرات() ]


دیگران را ببخش به خاطر

 

 وقتی می‌شود فاصله گرفت بیهوده نمی‌جنگم! چرا باید بیهوده جنگید برای چیزهایی که مطمتنی نمی‌توانی تغییرشان بدهی؟ برای آدم‌هایی که سخت به باورهای خودشان چسبیده‌اند و زمانی که  از خودت، از تفکرت می‌گویی با پوزخندی نگاهت می‌کنند...

وقتی می شود دقایق عمرت را با ادم‌های خوب بگذرانی چرا باید لحظه‌هایت را صرف ادم‌هایی کنی که یا دل‌های کوچک‌شان مدام درگیر حسادت‌ها و کینه‌ورزی‌های بچه‌گانه‌اند..... 
 
یا مدام برای نبودنت... برای خط زدن‌ات تلاش می‌کنند؟ 
 
چرا وقتی می‌شود به این آدم‌ها خندید و از کنارشان گذشت  چرا بایستم و ثانیه‌های عمرم را صرف جنگیدن با بی‌ارزش‌ترین فکرها کنم؟!

نه...همیشه جنگیدن خوب نیست!
من همیشه جنگیده‌ام تا شاید بتوانم چیزی را عوض کنم...
 
همیشه جنگیده‌ام برای چیزهایی که پیش وجدان خودم سربلند باشم! 
 
اما این روزها خوب فهمیده‌ام که با آدم‌های کوته‌نظر... ادم‌های حسود... نباید جنگید!
این روزها فهمیده‌ام برای اثبات دوست داشتن نباید جنگید! 
برای به‌دست آوردن دل ادم ها نباید جنگید! 
برای اصلاح دل کسی که کینه‌ورزی می‌کند نباید جنگید! 
برای اثبات خوب بودن حتی نباید جنگید!
بعضی چیزها وقتی با جنگیدن به دست می‌آیند بی‌ارزش می‌شوند!


این روزها نسخه فاصله گرفتن را می پیچم برای هر کسی که رنجم می دهد! 
برای هر کسی که با حسادت های بچه گانه اش آرامشم را به هم می ریزد!


از آدم هایی که زیاد دروغ می گویند فاصله می گیرم !
از ادم هایی که زیاد ظلم می کنند فاصله می گیرم! 
از آدم هایی که حرمت دل دیگران را نگه نمی دارند فاصله می گیرم..


با حقارت بعضی دل ها نباید جنگید باید نادیدشان گرفت و گذشت... 


این را مدام با خودم تکرار می‌کنم و می‌گذرم از کنار آدم‌هایی که دست دادن‌های گرم‌شان، هرگز حسادت چشم‌های‌شان را از یادم نمی‌برد .

 می‌بخشمشان .......................... نه به خاطر این که مستحق بخششند ... نه 
 
تنها به این خاطر که من مستحق آرامشم!



[ جمعه 12 دی 1393 ] [ 01:06 ب.ظ ] [ مریم آقاجانی پور ]

[ نظرات() ]