تبلیغات
*دوران تدریس و معاونت من* - روش های برنامه ریزی هفتگی

*دوران تدریس و معاونت من*

کپی برداری از مطالب این وبلاگ، پاشیدن رنگ خدا است به زندگی دیگران؛ در رنگی کردن دیگران درنگ نکنید!

روش های برنامه ریزی هفتگی

روش های برنامه ریزی هفتگی

قدم اول تعیین جمع ساعات غیر مطالعاتی در طول یک هفته:

یک یا دو هفته کارهایی که در طول روز انجام می دهیم را زمان سنجی می کنیم مثلاً کلاس مدرسه و کنکور، ساعات خواب در طول شبانه روز یا زمان کارهای شخصی مثل: صبحانه خوردن، ناهار، شام، نظافت و حمام یا ساعات تفریح و ورزش و… خلاصه زمان کل کارهایی که یک انسان سالم در طول یک هفته ناگزیر به انجام دادن آنهاست را حساب می کنیم. در اینجا ذکر چند نکته ضروری است:

ا
اول اینکه، جمعه ها (در ابتدای برنامه) تعطیل است. بهتر است برای جمعه ی خود در ابتدای برنامه، زمان مطالعه ی درسی نگذارید و برای این روز، یک برنامه ی تفریحی مناسب در نظر بگیرید. بعد به تدریج با افزایش ساعات مطالعه، قسمتی از برنامه ی جمعه ی شما نیز صرف مطالعه خواهد شد.
دوم اینکه، بعضی از عادت های مضر باعث اسراف ساعت های شما می شوند (مثلاً تلفن! یا تلویزیون! یا یخچال! یا کامپیوتر!) پس این عادت ها را حتماً حتماً حتماً محدود کنید.
سوم اینکه، در برابر دید و بازدیدها مقاومت کنید و به راحتی تسلیم نشوید. سعی کنید اگر می شود دید و بازدیدها را نیز منظم کنید و آنها را به روز تعطیل خود موکول کنید و یک چیز را فراموش نکنید، « از ناراحت شدن دوست، فامیل یا هر شخصی که شرایط شما را درک نمی کند، ناراحت نشوید!»

ا

قدم دوم تعیین ساعات خالی هفته:

جمع ساعات کارهای غیر مطالعاتی و شخصی در طول یک هفته را از ۱۴۴ ساعت (جمع ساعات شش روز هفته) کم می کنیم. ساعات باقیمانده، ساعات خالی محسوب می شود که باید ساعات مطالعه ی مشخص شده را (که در قدم سوم راجع به آن بحث می کنیم) در این ساعات گنجاند.
مثلاً اگر جمع ساعات کارهای غیر درسی در طول هفته برای همان شخصی که در قدم اول مثال زدم ۹۴ ساعت شود، ساعات خالی او برابر ۵۰ ساعت خواهد شد.

ا

قدم سوم تخمین جمع ساعات مطالعه در یک هفته:

 برای شروع ۵۰ تا ۶۰ درصد پیشینه ی ساعات مطالعه را در نظر می گیریم و عدد حاصل را در شش روز ضرب می کنیم آنچه بدست می آید حدود جمع ساعات ممکن برای مطالعه است. مثلاً بیشینه ی ساعات مطالعه ی همان شخص که در حالات قبل بررسی کردیم در روز دوازده ساعت است.
۵۰ درصد این مقدار می شود شش ساعت، حال عدد را در شش روز هفته ضرب می کنی. پس جمع ساعات مطالعه در یک هفته ۳۶ ساعت خواهد بود (که در ۵۰ ساعت برنامه ی خالی هفتگی برنامه ریزی می کنیم) اگر موفق به ارزیابی دقیق برای ساعات مطالعه مان نشدیم، هفته های اول مطالعه به ما نشان می دهد که توان فعلی ما برای مطالعه چند ساعت در هفته است. جمع ساعات مطالعه در هفته را به تدریج (هفته به هفته یا ماه به ماه) و غیر محسوس افزایش می دهیم تا اسفند ماه به بیشینه ی ساعات مطالعاتی خود برسیم.
این ساعات تا نیمه ی دوم اردیبهشت ماه سال بعد ثابت می ماند و آن زمان به دلیل خستگی و شرایط روحی خاص بهتر است آگاهانه ساعات مطالعه را تا ۸۰ درصد بیشینه کاهش دهیم. در اواخر خرداد ماده باز به زمان بیشینه ی ساعت مطالعه نزدیک خواهیم شد.
آنچه که توجه به آن اهمیت دارد این است که ساعات مطالعه ی هفتگی واقع بینانه در نظر گرفته شود و افزایش آن نیز تدریجی باشد.

ا

قدم چهارم تقسیم ساعات مطالعه ی هفتگی بین دروس:

تقسیم ساعات بین دروس، باید بر اساس منطقی درست انجام پذیرد. معمولاً در طول یک هفته، درسی را بیشتر مطالعه می کنند که علاقه ی بیشتری به آن دارند و به همین دلیل در دروسی که ضعیف هستند تا ابدالدهر ضعیف می مانند! یا گاهی دروسی که اهمیت کمتری در کنکور دارند را بیشتر مطالعه می کنند و در نتیجه دروس مهمتر که معمولاً حجم بیشتری هم دارند باقی می ماند. به نظر شما در طول یک هفته چه درسی را باید بیشتر خواند و چه عواملی در زمان مطالعه ی هر درس در طول هفته مؤثر است؟




[ پنجشنبه 7 آبان 1394 ] [ 10:02 ق.ظ ] [ مریم آقاجانی پور ]

[ نظرات() ]