تبلیغات
*دوران تدریس و معاونت من* - عمر گران

*دوران تدریس و معاونت من*

کپی برداری از مطالب این وبلاگ، پاشیدن رنگ خدا است به زندگی دیگران؛ در رنگی کردن دیگران درنگ نکنید!

عمر گران

روزی حضرت داوود از یک آبادی می گذشت.پیرزنی را دید بر سر قبری زجه زنان. نالان و گریان. پرسید:

مادر چرا گریه می کنی؟ 

پیرزن گفت: فرزندم در این سن کم از دنیا رفت.

داوود گفت: مگر چند سال عمر کرد؟

پیرزن جواب داد:350 سال!!

داوود گفت: مادر ناراحت نباش.

پیرزن گفت: چرا؟ 

پیامبر فرمود: بعد از ما گروهی بدنیا می آیند که بیش از صد سال عمر نمی کنند.

پیرزن حالش دگرگون شد و از داوود پرسید: آنها برای خودشان خانه هم می سازند، آیا وقت خانه درست کردن دارند؟

حضرت داوود فرمود: بله آنها در این فرصت کم با هم در خانه سازی رقابت می کنند.

پیرزن تعجب کرد و گفت: اگر جای آنها بودم تمام صد سال را به سجده خدا می پرداختم...

بر چرخ فلک مناز که کمر شکن است

بر رنگ لباس مناز که آخر کفن است

مغرور مشو که زندگی چند روز است

در زیرزمین شاه و گدا یک رقم است



[ جمعه 30 آبان 1393 ] [ 01:25 ب.ظ ] [ مریم آقاجانی پور ]

[ نظرات() ]