تبلیغات
*دوران تدریس و معاونت من* - خدا را شکر

*دوران تدریس و معاونت من*

کپی برداری از مطالب این وبلاگ، پاشیدن رنگ خدا است به زندگی دیگران؛ در رنگی کردن دیگران درنگ نکنید!

خدا را شکر

خدا را شکر...








جمله های زیر از کتاب زیبا و ساده‌ای به نام "خدا را شکر" از خانم "زهره زاهدی" انتخاب شده که در عین سادگی بسایر پرمعنی و زیبا هستند. حتما همه‌گی در طول زندگی به مواردی مشابه این نوشته‌ها بر میخوریم. مواردی که اول احساس می‌کنیم مشکل یا دردسر هستند؛ اما با کمی تامل و تفکر، خوشبختی ساده‌ای را به یادمان می‌آورند.





خدا را شکر که تمام شب صدای خر خر شوهرم را می شنوم, این یعنی او زنده و سالم در کنار من خوابیده است.

خدا را شکر که دختر نوجوانم همیشه از شستن ظرفها شاکی است, این یعنی او در خانه است و در خیابان ها پرسه نمی زند.

خدا را شکر که مالیات می پردازم, این یعنی شغل و درآمدی دارم.

خدا را شکر که باید ریخت و پاش های بعد از میهمانی را جمع کنم, این یعنی در میان دوستانم بوده ام.

خدا را شکر که لباسهایم کمی برایم تنگ شده اند, این یعنی غذایی برای خوردن دارم.

خدا را شکر که در پایان روز از خستگی از پا می افتم, این یعنی توان سخت کار کردن را دارم.

خدا را شکر که باید زمین را بشویم و پنجره ها را تمیز کنم, این یعنی خانه ای دارم.

خدا را شکر که در جایی دور جای پارک پیدا کردم, این یعنی هم توان راه رفتن دارم و هم اتومبیلی برای سوار شدن.

خدا را شکر که سر و صدای همسایه ها را می شنوم, این یعنی می توانم بشنوم.

خدا را شکر که اینهمه شستنی و اتوکردنی دارم, این یعنی من لباسی برای پوشیدن دارم.

خدا را شکر که هر روز باید با زنگ ساعت بیدار شوم, این یعنی من هنوز زنده ام.

خدا را شکر که گاهی اوقات بیمار می شوم, این به یادم می آورد که اغلب اوقات سالمم.

خدا را شکر که خرید هدایای سال نو جیبم را خالی می کند, این یعنی عزیزانی دارم که می توانم برایشان هدیه بخرم.





[ یکشنبه 11 آبان 1393 ] [ 09:42 ب.ظ ] [ مریم آقاجانی پور ]

[ نظرات() ]