تبلیغات
*دوران تدریس و معاونت من* - ناكثین و قاسطین و مارقین

*دوران تدریس و معاونت من*

کپی برداری از مطالب این وبلاگ، پاشیدن رنگ خدا است به زندگی دیگران؛ در رنگی کردن دیگران درنگ نکنید!

ناكثین و قاسطین و مارقین
               ناكثین و قاسطین و مارقین 
علی در دوران خلافتش سه دسته را از خود طرد كرد و با آنان به پیكار برخاست : اصحاب جمل كه خود آنان را ناكثین نامید و اصحاب صفین كه آنها را قاسطین خواند و اصحاب نهروان یعنی خوارج كه خود آنها را مارقین‏ می‏خواند ( 1 )
« فلما نهضت بالامر نكثت طائفة و مرقت اخری و قسط آخرون » ( 2 )

پاورقی : 1 - و قبل از آن حضرت ، پیغمبر آنان را به این نامها نامید كه به وی‏ گفت : ستقاتل بعدی الناكثین و القاسطین و المارقین » پس از من با ناكثین و قاسطین و مارقین مقاتله خواهی كرد . این روایت را ابن‏ ابی‏الحدید در شرح نهج البلاغه ، ج 1 ، ص 201 نقل می‏كند و می‏گوید این‏ روایت یكی از دلائل نبوت حضرت ختمی مرتبت است ، زیرا كه اخباری صریح‏ است از آینده و غیب كه هیچگونه تأویل و اجمالی در آن راه ندارد
2 - نهج البلاغه ، خطبه شقشقیه ، . 3

111
" پس چون به امر خلافت قیام كردم ، طائفه‏ای نقض بیعت كردند ، جمعیتی از دین بیرون رفتند ، جمعیتی از اول سركشی و طغیان كردند " . ناكثین از لحاظ روحیه پول پرستان بودند ، صاحبان مطامع و طرفدار تبعیض‏ . سخنان او درباره عدل و مساوات بیشتر متوجه این جمعیت است
اما روح قاسطین روح سیاست و تقلب و نفاق بود . آنها می‏كوشیدند تا زمام حكومت را در دست گیرند و بنیان حكومت و زمامداری علی را درهم فرو ریزند . عده‏ای پیشنهاد كردند با آنها كنار آید و تا حدودی مطامعشان را تأمین كند . او نمی‏پذیرفت زیرا كه او اهل این حرفها نبود . او آمده بود كه با ظلم مبارزه كند نه آنكه ظلم را امضا كند . و از طرفی معاویه و تیپ‏ او با اساس حكومت علی مخالف بودند . آنها می‏خواستند كه خود مسند خلافت‏ اسلامی را اشغال كنند ، و در حقیقت جنگ علی با آنها جنگ با نفاق و دوروئی بود
دسته سوم كه مارقین هستند روحشان روح عصبیتهای ناروا و خشكه مقدسیها و جهالتهای خطرناك بود . علی نسبت به همه اینها دافعه‏ای نیرومند و حالتی‏ آشتی ناپذیر داشت
یكی از مظاهر جامعیت و انسان كامل بودن علی اینست كه در مقام اثبات‏ و عمل با فرقه‏های گوناگون و انحرافات مختلف روبرو شده است و با همه‏ مبارزه كرده است . گاهی او را در صحنه مبارزه با پول پرستها و دنیاپرستان متجمل می‏بینیم ، گاهی هم در صحنه مبارزه با سیاست پیشه‏های ده رو و صد رو ، گاهی با مقدس نماهای‏ جاهل و منحرف

112
بحث خود را معطوف می‏داریم به دسته اخیر یعنی خوارج . اینها ، ولو اینكه منقرض شده‏اند اما تاریخچه‏ای آموزنده و عبرت انگیز دارند
افكارشان در میان سایر مسلمین ریشه دوانیده و در نتیجه در تمام طول این‏ چهارده قرن با اینكه اشخاص و افرادشان و حتی نامشان از میان رفته است‏ ولی روحشان در كالبد مقدس نماها همواره وجود داشته و دارد و مزاحمی سخت‏ برای پیشرفت اسلام و مسلمین به شمار می‏رود .

 
 

[ سه شنبه 27 خرداد 1393 ] [ 12:45 ق.ظ ] [ مریم آقاجانی پور ]

[ نظرات() ]