*دوران تدریس و معاونت من*

کپی برداری از مطالب این وبلاگ، پاشیدن رنگ خدا است به زندگی دیگران؛ در رنگی کردن دیگران درنگ نکنید!

خلاصه کتاب "جاذبه و دافعه حضرت علی علیه السلام"






قانون «جذب و دفع» یک قانون عمومی است که بر سرتاسر نظام آفرینش حکومت می کند.


دو نفر تا در بینشان مشابهتی نباشد همدیگر را جذب نمی کنند و متمایل به دوستی با یکدیگر نخواهند شد.

هیچ گاه بدون جهت با یکدیگر رفیق و دوست نمی شوند، کما این که هیچ وقت بدون جهت با یکدیگر دشمن نمی شوند.

به عقیده ی بعضی ریشه ی اصلی این جذب و دفع ها نیاز و رفع نیاز است.

آن که قدرت پر کردن خلأها را دارد دیگران را به خود جذب می کند و آن که نه تنها خلئی را پر نمی کند بلکه بر خلأها می افزاید، انسان ها را از خود طرد می کند و بی تفاوت ها هم همچو سنگی در کناری.

افراد از لحاظ جاذبه و دافعه:

الف) افرادی که نه جاذبه دارند و نه دافعه؛ یک موجود ساقط و بی اثر است. همچون گوسفندی

ب) مردمی که جاذبه دارند اما دافعه ندارند؛ تنها کسی موفق می شود دوستی طبقات مختلف و صاحبان ایده های مختلف را جلب کند که متظاهر و دروغگو باشد و با هر کسی مطابق میلش بگوید و بنمایاند.

گاندی: «محبت باید با حقیقت توأم باش.» مسلکی بودن خواه ناخواه دشمن ساز است و در حقیقت دافعه ای است که عده ای را به مبارزه بر می انگیزد و عده ای را طرد می کند.

و ما ارسلناک الّا رحمة للعالمین.

نفرستادیم تو را مگر که مهر و رحمتی باشی برای جهانیان.

ما محبتی که قرآن دستور می دهد آن نیست که با هر کسی مطابق میل و خوشایند او عمل کنیم. این نفاق و دورویی است. محبت و خیر رساندن است و احیاناً خیر رساندن ها به شکلی است که علاقه و محبت طرف را جلب نمی کند.

محبت، تنها داروی علاج بشریت نیست. اسلام، هم دین جذب و محبت است و هم دین دفع و نقمت.

در اثر گناه یک فرد و اشاعه ی آن، اجتماع یک قدم به گناه نردیک شد و این از بزرگ ترین خطرات است برای آن. پس باید گناهکار را به مقتضای اهمیت گناهش کیفر داد تا باز اجتماع به راه برگردد و عظمت گناه از دیده ها بیرون نرود.

بنابراین خود کیفر و نقمت، مهری است که نسبت به اجتماع مبذول می گردد.

ج) مردمی که دافعه دارند اما جاذبه ندارند. فاقد خصایل مثبت انسانی می باشند.

حضرت علی (ع):

ناتوان ترین مردم کسی است که از دوست یافتن ناتوان باشد و از آن ناتوان تر آن که دوستان را از دست بدهد و تنها بماند.

د) مردمی که هم جاذبه دارند و هم دافعه.

افراد با شخصیت آن هایی هستند که جاذبه و دافعه شان هر دو قوی باشد.

این جذب و دفع های سه بعدی از مختصات اولیاست، همچنان که دعوت های سه بعدی مخصوص سلسله ی پیامبران است.

صرف جاذبه و دافعه داشتن و حتی قوی بودن جاذبه و دافعه برای این که شخصیت شخص قابل ستایش باشد کافی نیست، بلکه دلیل اصل شخصیت است، و شخصیت هیچ دلیل خوبی او نیست.... تمام رهبران و لیدرهای جهان افرادی بوده اند که هم جاذبه داشته اند و هم دافعه.

علی از مردانی است که هم جاذبه دارد و هم دافعه، و جاذبه و دافعه ی او سخت نیرومند است.

دعوت هایی که در میان بشر پدید آمده، همه یکسان نبوده و شعاع تأثیر آن ها یکنواخت نیست. بعضی از دعوت ها و سیستم های فکری یک بعدی است و در یک سو پیش رفته است؛ در زمنا پیدایش اش قشر وسیعی را فراگرفته... بعد از زمان خویش دیگر بساط هستی اش برچیده شده و به دست فراموشی سپرده شده است.

و بعضی دو بعدی است. بر آن تنها در بعد مکانی نبوده است، بعد زمان را نیز فراگرفته است.

سه بعدی بودن علاوه بر بعد مکانی و زمانی، تا اعماق روح بشر ریشه دوانده و سرّ ضمیر افراد را در اختیار قرار داده و بر عمق قلب ها حکومت کرده و زمام احساس ها را در دست گرفته اند. این گونه دعوت های سه بعدی مخصوص سلسله ی پیامبران است.

بعضی از مردم فقط در زمان خودشان رهبرند و بعضی اندکی بعد از زمان خویش نیز رهبرند و به تدریج رهبری شان رو به فراموشی می رود، اما علی و معدودی از بشر همیشه هادی و رهبرند.



10. از بزرگ ترین امتیازات شیعه بر سایر مذاهب این است که پایه و زیر بنای اصلی آن محبت است.



11. حضرت علی (ع):

اگر با این شمشیرم بین مؤمن را بزنم که با من دشمن شود، هرگز دشمنی نخواهد کرد و اگر همه ی دنیا را بر سر منافق بریزم که مرا دوست بدارد هرگز مرا دوست نخواهد داشت، زیرا که این گذشته و بر زبان پیغمبر امّی جاری گشته که گفت: یا علی! مؤمن تو را دشمن ندارد و منافق تو را دوست نمی دارد.

علی مقیاس و میزانی است برای سنجش فطرت ها و سرشت ها.



12. اثر عشق از لحاظ روحی در جهت عمران و آبادی روح است و از لحاظ بدنی در جهت گداختن و خرابی.



13. عشق و محبت قطع نظر از این که از چه نوعی باشد (حیوانی جنسی باشد یا حیوانی نسلی و یا انسانی) و قطع نظر از این که محبوب دارای چه صفات و مزایایی باشد (دلیر و دلاور باشد، هنرمند باشد یا عالم و یا دارای اخلاق و آداب و صفات مخصوص باشد) انسان را از خودی و خودپرستی بیرون می برد.


14. مبارزه با خودپرستی مبارزه با «محدودیت خود» است.



15. علاقه به شخص یا شئ وقتی که به اوج شدت برسد به طوری که وجود انسان را مسخر کند و حاکم مطلق وجود او گردد «عشق» نامیده می شود.



16. احساسات انسان انواع و مراتب دارد. برخی از مقوله ی شهوت و مخصوصاً شهوت جنسی است.



17. انسان، نوعی دیگر احساسات دارد که از لحاظ حقیقت و ماهیت با شهوت مغایر است. بهتر است نام آن را «عاطفه» و یا به تعبیر قرآن «مودّت» و «رحمت» بگذاریم.



18. در قرآن کریم رابطه ی میان زوجین را با کلمه ی «مودّت» و «رحمت» تعبیر می کند. (روم/21) اشاره به جنبه ی انسانی و فوق حیوانی زندگی زناشویی است. اشاره به این است که عامل شهوت تنها رابط طبیعی زندگی زناشویی نیست.

برتراند راسل:

کاری که منظور از آن فقط درآمد باشد نتایج مفیدی به بار نخواهد آورد.



19. حتی عشق های شهوانی ممکن است سودمند واقع گردد و آن هنگامی است که با تقوا و عفاف توأم گردد.

من عشق و کتم و عفّ و مات مات شهیداً.

آن که عاشق گردد و کتمان کند و عفاف بورزد و در همان حال بمیرد، شهید مرده است.



20. این نکته را نباید فراموش کرد که این نوع عشق با همه ی فوایدی که در شرایط خاص احیاناً به وجود می آورد قابل توصیه نیست، وادیی است بس خطرناک. از این نظر مانند مصیبت است که اگر بر کسی وارد شود و او با نیروی صبر و رضا با آن مقابله کند، مکمّل و پاک کننده ی نفس است، خام را پخته و مکدّر با مصفّا می نماید، اما مصیبت قابل توصیه نیست.



21. مصائب و بلایا نشانه ای از لطف خدا معرفی شده است.

22. تفاوتی میان عشق و مصیبت هست و آن این که عشق بیش تر از هر عامل دیگری «ضد عقل» است.


23. به قول راسل چیزی است که تمایل به آنارشی دارد.



24. آثار مفید داشتن یک مطلب است و قابل تجویز و توصیه بودن مطلب دیگر است. ایراد و اعتراض برخی مشرّعین بر برخی از حکمای اسلامی که این بحث را در الهیات مطرح کرده اند و آثار و فواید آن را بیان کرده اند ناوارد است، زیرا

این طبقه خیال کرده اند که عقیده ی آن دسته از حکما این است که این مطلب قابل تجویز و توصیه هم هست و حال آن که

نظر آن ها تنها به آثار مفیدی است که در شرایط تقوا و عفاف به بار می آورد بدون این که آن را قابل تجویز و توصیه بدانند، درست مانند مصائب و بلایا.



25. عشق در آیات بسیاری از قرآن با واژه ی «محبت» و احیاناً «وُدّ» یا «مودّت» از آن یاد شده است. این آیات در

چند قسمت قرار گرفته اند:


الف) آیاتی که در وصف مؤمنان است و از دوستی و محبت عمیق آنان نسبت به حضرت حق یا نسبت به مؤمنان سخن

گفته است: (بقره/165 و حشر/9)


ب) آیاتی که از دوستی حضرت حق نسبت به مؤمنان سخن می گوید: (بقره/222 و آل عمران/148)

ج) آیاتی که متضمن دوستی های دو طرفی و محبت های متبادل است: (آل عمران/31 و مائده/54)

همین علاقه و محبت است که ابراهیم برای ذریّه اش خواست(ابراهیم/37) و پیغمبر خاتم نیز به دستور خداوند برای

خویشانش طلب کرد.(شوری/23)


26. اساساً علاقه و محبت است که اطاعت آور است.



27. اطاعت و پرستش حضرت حق به نسبت محبت و عشقی است که انسان به حضرت حق دارد.



28. بهترین اجتماع ها آن است که با نیروی محبت اداره شود.



29. علاقه و محبت زمامدار عامل بزرگی است برای ثبات و ادامه ی حیات حکومت، و تا عامل محبت نباشد رهبر نمی

تواند و یا بسیار دشوار است که اجتماعی را رهبری کند و مردم را افرادی منضبط و قانونی تربیت کند ولو این که عدالت و مساوات را در آن اجتماع برقرار کند.


30. امیر المؤمنین (ع) در فرمان خویش به مالک اشتر: (نامه ی 53)

احساس مهر و محبت به مردم را و ملاطفت با آن ها را در دلت بیدار کن... از عفو و گذشت به آنان بهره ای بده همچنان که دوست داری خداوند از عفو و گذشتش تو را بهرهمند گراند.



31. قلب زمامدار بایستی کانون مهر و محبت باشد نسبت به ملت. قدرت و زور کافی نیست. عدالت هم اگر خشک اجرا شود کافی نیست، بلکه زمامدار همچون پدری مهربان باید قلباً مردم را دوست بدارد و نسبت به آنان مهر بورزد.



32. محبت مانند سیم برقی است که از وجود محبوب به محب وصل گردد و صفات محبوب را به وی منتقل سازد، و اینجاست که انتخاب محبوب اهمیت اساسی دارد.



33. اثر سوء عشق این نیست که آدمی را کودن می کند، بلکه آدمی را غافل می کند. خاصیت عشق توحّد است. عشق نه تنها عیب را می پوشاند بلکه عیب را حسن جلوه می دهد.



34. ابن عباس گفت در محضرت پیغمبر بودیم. پرسیدند: بهترین همنشینان کیست؟ حضرت فرمود:

آن کس که دیدنش شما را به یاد خدا بیندازد و گفتارش بر دانشتان بیفزاید و رفتارش شما را به یاد آخرت و قیامت بیندازد.

برای اصلاح اخلاق و تهذیب نفس انسان باید خود را از راه عقل و تدبیر اصلاح کند.

فیلسوفان اصلاح اخلاق را از فکر و حساب می خواهند.

اهل عرفان و سیر و سلوک به جای پویش راه عقل و استدلال، راه محبت و ارادت را پیشنهاد می کنند.

آن اندازه که مصاحبت نیکان و ارادت و محبت آنان در روح مؤثر افتاده است، خواندن صدها جلد کتاب اخلاقی مؤثر نبوده است.

شاگردان فلاسفه فقط متعلّم اند و فلاسفه نفوذی بالاتر از نفوذ یک معلم ندارند، اما انبیاء نفوذشان از قبیل نفوذ یک محبوب است، محبوبی که تا اعماق روح محب راه یافته است.

حادثه ی معروف تاریخی در صدر اسلام «غزوة الرَّجیع»

از جمله حقایق تاریخی اسلام که موجب اعجاب هر بیننده و محقق انسان شناس و جامعه شناس است، انقلابی است که اسلام در عرب جاهلی به وجود آورد. روی حساب عادی و با ابزار آموزش ها و پرورش های معمولی.

عشق پاکان وسیله ای است برای اصلاح و تهذیب نفس، نه این که خود هدف باشد.

عایشه:

پدرم را دیدم به صورت علی بسیار نگاه می کرد. گفتم: پدر جان! تو را می بینم که به صورت علی بسیار می نگری. گفت: دخترک! از پیغمبر خدا شنیدم که گفت: نگاه به چهره ی علی عبادت است.

ابن حجر از عایشه روایت می کند که پیغمبر گفت:

بهترین برادران من علی است و بهترین عموهای من حمزه است و یاد علی و سخن از او عبادت است.

جاذبه و محبت در درجات بالا «عشق» نامیده می شود.

علی محبوب دل ها و معشوق انسان هاست. ملاک دوستی او جسم نیست. زیرا جسم او اکنون در بین ما نیست.

علی از آن نظر محبوب است که پیوند الهی دارد. دل های ما به طور ناخودآگاه در اعماق خویش با حق سر و سرّ و پیوستگی دارد.

علی در راه خدا از کسی ملاحظه نداشت بلکه اگر به کسی عنایت می ورزید و از کسی ملاحظه می کرد به خاطر خدا بود. قهراً این حالت دشمن ساز است و روح های پر طمع و پر آرزو را رنجیده می کند و به درد می آورد.

علی در دوران خلافتش سه دسته را از خود طرد کرد و با آنان به پیکار برخاست: اصحاب جمل که خود آنان را «ناکثین» نامید و اصحاب صفّین که آن ها را «قاسطین» خواند و اصحاب نهروان یعنی خوارج که خود آن ها را «مارقین» می خواند.

ناکثین از لحاظ روحیه، پول پرستان بودند، صاحبان مطامع و طرفدار تبعیض. سخنان او درباره ی عدل و مساوات بیش تر متوجه این جمعیت است.

روح قاسطین روح سیاست و تقلّب و نفاق بود.

مارقین روحشان روح عصبیت های ناروا و خشکه مقدسی ها و جهالت های خطرناک بود. علی نسبت به همه ی این ها دافعه ای نیرومند و حالتی آشتی ناپذیر داشت.

خوارج یعنی شورشیان. این واژه از «خروج» به معنای سرکشی و طغیان گرفته شده است. پیدایش آنان در جریان حکمیت است. این جمعیت را از آن نظر «خوارج» گفتند که از فرمان علی تمرّد کردند و علیه او شوریدند.

کاغذ و کتابت احترامش به خاطر معنی و محتواست. امروز جنگ به خاطر محتوای قرآن است. این ها کاغذ را وسیله قرار داده اند تا معنی و محتوای قرآن را از بین ببرند.

نمی فهمیدند اشتباه در کجا بوده است. نمی گفتند خطای ما در این بود که تسلیم نیرنگ معاویه و عمروعاص شدیم و جنگ را متوقف کردیم، و هم نمی گفتند که پس از قرار حکمیت، در انتخاب «داور» خطا کردیم که ابوموسی را حریف عمروعاص قرار دادیم، بلکه می گفتند: این که دو نفر انسان را در دین خدا حکم و داور قرار دادیم خلاف شرع و کفر بود، حاکم منحصراً خداست نه انسان ها.

وظیفه ی امر به معروف و نهی از منکر قبل از هر چیز دو شرط اساسی دارد: یکی بصیرت در دین و دیگری بصیرت در عمل.

بصیرت در عمل لازمه ی دو شرطی است که در فقه از آن ها به «احتمال تأثیر» و «عدم ترتّب مفسده» تعبیر شده است.

آدمی که بصیرت در عمل را فاقد است نمی تواند پیش بینی کند که آیا اثری بر این کار مترتب هست یا نیست و آیا مفسده ی بالاتری را در بر دارد یا ندارد؟

تشخیص مصلحت بر عهده ی خود عاملان اجراست.

این شرط که اعمال بصیرت در امر به معروف و نهی از منکر واجب است، مورد اتفاق جمیع فرق اسلامی است به استثنای خوارج.

ریشه ی اصلی خارجی گری را چند چیز تشکیل می داد:

الف) تکفیر علی و عثمان و معاویه و اصحاب جمل و اصحاب تحیکم

ب) تکفیر کسانی که قائل به کفر علی و عثمان و دیگران نباشند

ج) وجوب بلاشرط شورش بر والی و امام ستمگر.



61. خوارج با روح فرهنگ اسلامی آشنا نبودند ولی شجاع بودند.



62. در دوره های بعد، جمود و جهالت و تنسُّک و مقدس مآبی و تنگ نظری آن ها برای دیگران باقی ماند اما شجاعت و شهامت و فداکاری از میان رفت. شمشیر پولادین را به کنار گذاشتند. با شمشیر زبان به جان صاحبان فضیلت افتادند.



63. امیرالمؤمنین از دو نظر بر آنان عیب می گیرد. اول این که گناه را به غیر مقصر نیز تعمیم داده اند و او را به مؤاخذه گرفته اند. ارتکاب گناه را موجب کفر و خروج اسلام دانسته یعنی دایره ی اسلام را محدود گرفته اند که هر که پا از حدود برخی مقررات بیرون گذاشت از اسلامی بیرون رفته است.

پیکار علی با خوارج ، پیکار با این طرز اندیشه و فکر است نه پیکار با افراد. زیرا اگر افراد این چنین نمی کردند علی نیز این چنین با آن ها رفتار نمی کرد؛



64. درک ساده ی چیزی را «تفقه» در آن نمی گویند بلکه «تفقه» درک با اعمال نظر و بصیرت است.


65. خوارج درست در مقابل این طرز تعلیم قرآنی که می خواست فقه اسلامی برای همیشه متحرک و زنده بماند، جمود و رکود را آغاز کردند، معارف اسلامی را مرده و ساکن درک کردند و شکل و صورت ها را نیز به داخل اسلام کشاندند. اسلام هرگز به شکل و صورت و ظاهر زندگی نپرداخته است. به این وسیله از هر گونه تصادمی با توسعه ی تمدن و فرهنگ پرهیز کرده است. از طرفی اصول را ثابت و پایدار گرفته و از طرفی آن را از شکل ها جدا کرده است.

حضرت علی (ع):

.... حضرت منبر رفت و خطبه خواند و گفت: هر کس که خیال می کند من از تحکیم برگشته ام دروغ می گوید و هر کس که آن را گمراهی شمرد، خود گمراه تر است.



66. فرق مختلف و دسته ها هرچند در چهارچوب شعار ها از یکدیگر دورند، اما گاهی روح یک مذهب در یک فرقه ی دیگر حلول می کند و آن فرقه در عین این که با آن مذهب مخالف است روح و معنای آن را پذیرفته است.



67. وقتی که روح فرقه ها و حوادث تاریخی اول آن ها را شناختیم بهتر می توانیم قضاوت کنیم که در قرون بعد چه عقایدی از فرقه ای به فرقه ی دیگر رسیده و در عین حفظ شعارها و چهارچوب نام ها، روح آن ها را پذیرفته اند.



68. هر چه معتزله برای اندیشه قیمت قائل بودند، خوارج قیمت را تنها برای ظواهر می پنداشتند. اشاعره، معتزله را اصحاب بدعت می شمردند. مکتب اخباری گری نیز یک مکتب فقهی شیعی است و در قرن های یازدهم و دوازدهم هجری به اوج قدرت رسید. عقل را به کلی تعطیل کردند و در مقام استخراج احکام اسلامی از متون آن، درک عقل از ارزش و حجیت انداختند و پیروی از آن را حرام دانستند و در تألیفات خویش بر اصولیین (طرفداران مکتب دیگر فقهی شیعی) سخت تاختند و می گفتند فقط کتاب و سنت حجت اند. البته حجیت کتاب را نیز از راه تفسیر سنت و حدیث می گفتند و در حقیقت قرآن را نیز از حجیت انداختند و فقط ظاهر حدیث را قابل پیروی می دانستند.



69. خوارج در اثر این کوته نظری، سایر مسلمانان را عملاً مسلمان نمی دانستند، ذبیحه ی آن ها را حلال نمی شمردند، خونشان را مباح می دانستند، با آن ها ازدواج نمی کردند.



70. عناصر ضد اسلامی نیروی خود اسلام را علیه اسلام به کار انداخته اند.{ سیاست قرآن بر نیزه کردن}



71. رسول اکرم (ص) فرمود:

من از هجوم فقر و تنگدستی بر امت خود بیمناک نیستم. آن چه از آن بر امتم بیمناکم کج اندیشی است. آن چه فقر فکری بر امتم وارد می کند، فقر اقتصادی وارد نمی کند.



72. قرآن آن گاه راهنما و هادی است که مورد تدبر صحیح واقع شود. سودجویان و یا نادانان گاهی قرآن را می خوانند و احتمال باطل را دنبال می کنند. آن ها کلمه ی حق را می گویند و از آن باطل را اراده می کنند.



73. قرآن نباید هم وارد جزئیات بشود. قرآن آمده است تا جاوادنه بماند. پس باید اصول و کلیات را روشن کند تا در هر عنصری باطلی رو در روی حق قرار می گیرد، مردم با معیار آن کلیات عمل کنند.



74. حضرت علی (ع) فرمود:

هرگز حق را نخواهید شناخت و به راه راست پی نخواهید برد مگر آن کس که راه راست را رها کرده بشناسید.



75. یعنی شناخت اصول و کلیات به تنهایی فایده ندارد تا تطبیق به مصداق و جزئی نشود.



76. در قرآن، ظلم و ظالم و عدل و حق آمده است اما باید دید مصداق آن ها کدام است. ظلمی را حق، و حقی را ظلم تشخیص ندهیم و بعد به موجب همین کلیات و به حکم قرآن (به خیال خودمان) سر عدالت و حق را نبریم.



77. مشکل ترین مبارزه ها مبارزه با نفاق است که مبارزه با زیرکی هایی است که احمق ها را وسیله قرار می دهند.



78. نفاق دو رو د ارد: یک رو ظاهر که اسلام است و مسلمانی و یک رو باطن که کفر است و شیطنت، و درک آن برای توده ها و مردم عادی بسیار دشوار و گاهی غیر ممکن است و لذا مبارزه با نفاق ها غالباً به شکست برخورده است زیرا توده ها شعاع درکشان از سرحد ظاهر نمی گذرد و نهفته را روشن نمی سازد و آن قدر برد ندارد که تا اعماق باطن ها نفوذ کند.



79. در طول تاریخ اسلامی می بینیم هر وقت مصلحی به خاطر مردم و اصلاح وضع اجتماعی و دینی آنان قیام کرده است و منافع سودجویان و بی داد گران به مخاطره افتاده است، آن ها بلافاصله لباس قدس پوشیده اند و به تقوا و دین تظاهر کرده اند.



80. امیر المؤمنین (ع) در نامه ای که برای محمد بن ابی بکر نوشت می گوید:

پیغمبر به من گفت: من بر امتم از مؤمن و مشرک نمی ترم، زیرا مؤمن را خداوند به سبب ایمانش باز می دارد و مشرک را به خاطر شرکش خوار می کند، و لکن بر شما از هر منافق دلِ دانا زبان می ترسم که آن چه را می پسندید می گوید و آن چه را ناشایسته می دانید می کند.



81. باید توجه داشت که هر اندازه احمق زیاد باشد، بازار نفاق داغ تر است. مبارزه با احمق و حماقت، مبارزه با نفاق نیز هست زیرا احمق ابزار دست منافق است.



82. داستان خوارج این حقیقت را به ما می آموزد که در هر نهضتی اول باید سپرها را نابود کرد و با حماقت ها جنگید همچنان که علی پس از جریان تحکیم، اول به خوارج پرداخت و سپس خواست تا باز به سراغ معاویه رود.



83. معمولاً در زیارت های علی و سایر اظهار ادب ها مدعی می شویم که ما دوستِ دوست تو و دشمنِ دشمن تو هستیم. تعبیر دیگر این جمله این است که ما به سوی آن نقطه می رویم که در جوّ جاذبی تو قرار دارد و تو جذب می کنی و از آن نقاط دوری می گزینیم که تو آن ها را دفع می کنی.



84. علی (ع) دو طبقه را سخت دفع کرده است:

الف) منافقان زیرک

ب) زاهدان احمق

همین دو درس برای مدعیان تشیع او کافی است که چشم باز کنند و فریب منافقان را نخورند، تیزبین باشند و ظاهر بینی را رها نمایند، که جامعه ی تشیع در حال حاضر سخت به این دو درد مبتلاست.


[ جمعه 23 خرداد 1393 ] [ 06:56 ب.ظ ] [ مریم آقاجانی پور ]

[ نظرات() ]


اعیاد شعبانیه














»




شعبان و شد و پیک عشق از راه آمد

عطر نفس بقیة الله آمد

با جلوه سجاد ، ابوالفضل و حسین

یک ماه و سه خورشید در این ماه آمد



حلول ماه شعبان و فرخنده ایام اعیاد شعبانیه

بر همه شما عزیزان مبارک



[ دوشنبه 12 خرداد 1393 ] [ 09:46 ب.ظ ] [ مریم آقاجانی پور ]

[ نظرات() ]


دریا...
دریا...

ﮐﻔﺶ ﮐﻮﺩﮐﻲ ﺭﺍ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﺮﺩ . ﮐﻮﺩﮎ ﺭﻭﯼ ﺳﺎﺣﻞ نوﺷﺖ : ﺩﺭﯾﺎﯼ ﺩﺯﺩ ...

ﺁنطﺮﻑ ﺗﺮ ﻣﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﺻﯿﺪ ﺧﻮﺑﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﺭﻭﯼ ﻣﺎﺳﻪ ﻫﺎ ﻧﻮﺷﺖ : ﺩﺭﯾﺎﯼ ﺳﺨﺎﻭﺗﻤﻨﺪ ...

ﺟﻮﺍﻧﻲ ﻏﺮﻕ ﺷﺪ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﻧﻮﺷﺖ : ﺩﺭﻳﺎﻱ ﻗﺎﺗﻞ ...

ﭘﻴﺮﻣﺮﺩﻱ ﻣﺮﻭﺍﺭﻳﺪﻱ ﺻﻴﺪ ﻛﺮﺩ ﻧﻮﺷﺖ : ﺩﺭﻳﺎﻱ ﺑﺨﺸﻨﺪﻩ.

ﻣﻮﺟﯽ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺷﺴﺖ . ﺩﺭﯾﺎ ﺁﺭﺍﻡ ﮔﻔﺖ : " ﺑﻪ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻋﺘﻨﺎ ﻧﻜﻦ ﺍﮔﺮ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯽ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﺎﺷﯽ".
بر آنچه گذشت ، آنچه شکست ،آنچه نشد ...حسرت نخور ؛ زندگی اگر آسان بود با گریه آغاز نمیشد ...  


[ شنبه 10 خرداد 1393 ] [ 07:21 ب.ظ ] [ مریم آقاجانی پور ]

[ نظرات() ]


1 دقیقه رو این مطالب فکر کن، خیلی قشنگه...
ﻌﺪ ﺍﺯ ﻫﺮ ﺑﺤﺚ ﻭ ﺑﮕﻮ ﻣﮕﻮﯾﯽ .. ، ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺍﻭﻝ ﻣﻌﺬﺭﺕ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﮐﻨﻪ ، ﺷﺠﺎﻉ ﺗﺮﯾﻨﻪ … ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺍﻭﻝ ﻣﯿﺒﺨﺸﻪ ، ﻗﻮﯼ ﺗﺮﯾﻨﻪ … ﻭ ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺯﻭﺩﺗﺮ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻣﯿﮑﻨﻪ ، ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﺗﺮﯾﻨﻪ … ،



ﺑﻪ ﻫﺮﮐﺴﯽ ﻣﺤﺒﺖ ﮐﻨﯽ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺳﺎﺧﺘﯽ ﻭ ﺑﻪ ﻫﺮﮐﺴﯽ ﺑﺪﯼ ﮐﻨﯽ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﺎﺧﺘﯽ ؛ ﭘﺲ ﺑﺴﺎﺯ ﻭ ﻧﺒﺎﺯ !



ﻗﺪﺭﺕ ﮐﻠﻤﺎﺗﺖ ﺭﺍ ﺑﺎﻻ ﺑﺒﺮ ﻧﻪ ﺻﺪﺍﯾﺖ ﺭﺍ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﺭﺷﺪ ﮔﻠﻬﺎ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﻧﻪ ﺭﻋﺪ ﻭ ﺑﺮﻕ !



ﺻﻔﺮ ﺑﺎﺵ !!!.. ﻫﻤﺎﻥ ﺩﺍﯾﺮﻩ ﯼ ﺳﺎﺩﻩ ﻭ ﺧﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺣﻀﻮﺭﺵ ﺭﻭﺑﺮﻭﯼ ﻫﺮ ﻋﺪﺩﯼ ، ﺁﻥ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺩﻩ ﻫﺎ ﻭ ﺻﺪﻫﺎ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺍﺭﺯﺵ ﻣﯿﺒﺨﺸﺪ



ﺳﻮﺯﺵ ﺷﻼﻗﯽ ﮐﻪ ﺑﯿﺪﺍﺭﻡ ﮐﻨﺪ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺯ ﻧﻮﺍﺯﺵ ﺩﺳﺘﯽ ﺳﺖ ﮐﻪ ﺧﻮﺍﺑﻢ ﮐﻨﺪ ..





ﺍﺑﺮﺍﺯ ﯾﮏ ﮐﻠﻤﻪ ﺩﻟﮕﺮﻡ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﺑﻪ ﻓﺮﺩﯼ ﺩﺭﻣﺎﻧﺪﻩ ، ﺍﺭﺯﺷﺶ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺳﺎﻋﺘﻬﺎ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻭ ﺗﻤﺠﯿﺪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﮐﺎﻣﯿﺎﺑﯽ ﺍﻭﺳﺖ …



ﺻﺪﺍﻗﺖ، ﯾﮏ ﻫﺪﯾﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﮔﺮﺍﻥ ﻗﯿﻤﺖ ﺍﺳﺖ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﺍﺭﺯﺍﻥ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ...


[ جمعه 26 اردیبهشت 1393 ] [ 11:42 ب.ظ ] [ مریم آقاجانی پور ]

[ نظرات() ]


مادرم !خورشید فروزانم!
مادرم !خورشید فروزانم!

بهترین معلم عاطفه و مهر ،شاهکار شکوه عشق و ایثار !

دوستت دارم اما اعتراف میکنم رهرو خوبی نبودم

تو بهترین آموزگار بودی و من بدترین شاگرد ....

همیشه غیبت کردم بدون عذر و بهانه اما

تو همیشه دیدی مرا با مهر مادرانه

هرگز در کلاس مهر آموزیت غایب حسابم نکردی

به آرزوهای بچه گانه ام نخندیدی و هدف های بزرگم را همچنان بزرگ دیدی



تو بهترین معلم زندگیم بودی ...من را و حضور اندکم را ندیده نگرفتی

تو با تمام عظمت و شگفتی و بزرگواری ات مرا، همانگونه که هستم قبول داشتی

زیرا در دریای وجودت چیزی داری که هیچ کس ندارد !

روحی داری به وسعت تمامی جلوه های زیبای زمین و آسمان !




عمق نگاهت دنیای مهر است و شروعش موجی از عاطفه !

به خاطر من تمام رنج های عالم را به دوش کشیدی وعاشقانه دوستم داشتی

عشق بی بدیلت را دیدم ای تمامی معرفت و شور و احساس !




خودت اجازه دادی مادر بخوانمت ،مادر بدانمت !

بگذار با همه ی جسارت یک شاگرد کم استعداد اما با ذوق و قریحه بگویم

مادر ! ای تمامی عشق و ایثار !

ای شکوه تبلور فداکاری !

ای نهایت صبر و بردباری !

ای بهترین معلم دنیا !

دوستت دارم !

نگاهت را از من نگیر !

»

[ یکشنبه 31 فروردین 1393 ] [ 12:07 ق.ظ ] [ مریم آقاجانی پور ]

[ نظرات() ]


عکسهای کودکان ناز

عکس کودکان ناز – والپیپر بچه ها – بچه های ناز و دوست داشتنی

babies wallpaper 01 پس زمینه کودکان ناز

babies wallpaper 02 پس زمینه کودکان ناز

babies wallpaper 03 پس زمینه کودکان ناز

babies wallpaper 04 پس زمینه کودکان ناز

babies wallpaper 05 پس زمینه کودکان ناز
پس زمینه بچه ها

babies wallpaper 06 پس زمینه کودکان ناز

babies wallpaper 07 پس زمینه کودکان ناز
والپیپر کودکان

babies wallpaper 08 پس زمینه کودکان ناز

babies wallpaper 09 پس زمینه کودکان ناز

عکس بچه در خواب

babies wallpaper 10 پس زمینه کودکان ناز


عکس از کودکان دوست داشتنی

Babyy 0001 عکس از کودکان دوست داشتنی

Babyy 0002 عکس از کودکان دوست داشتنی

Babyy 0003 عکس از کودکان دوست داشتنی

Babyy 0004 عکس از کودکان دوست داشتنی

عکس از کودکان دوست داشتنی

Babyy 0005 عکس از کودکان دوست داشتنی

Babyy 0006 عکس از کودکان دوست داشتنی

Babyy 0007 عکس از کودکان دوست داشتنی

Babyy 0008 عکس از کودکان دوست داشتنی

Babyy 0009 عکس از کودکان دوست داشتنی

Babyy 0010 عکس از کودکان دوست داشتنی

Babyy 0011 عکس از کودکان دوست داشتنی

Babyy 0012 عکس از کودکان دوست داشتنی

Babyy 0013 عکس از کودکان دوست داشتنی


در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را بزنید.



[ جمعه 22 فروردین 1393 ] [ 08:43 ب.ظ ] [ مریم آقاجانی پور ]

[ نظرات() ]


نکات بسیار ساده برای افزایش شادکامی...
نکات بسیار ساده برای

افزایش شادکامی...







همیشه روانشناسان برای شادتر بودن مردم پیشنهادهای خوبی دارند. اما چگونه می توان از این روش ها در زندگی روزمره بهره برد؟ این سوالی است که یکی از استادان پرسیده است. در مطالعات جدید، دکتر پارک و همکارانش به نتایجی دست یافته اند که در ادامه آنها را ذکر می کنیم.




14 روش شادکامی که کارساز هستند

به گزارش برترین ها محققان بخش روانشناسی دانشگاه هیرام در اوهایو در آزمایشات خود به 14 روش شادکامی دست یافتند و مدارک محکمی نیز برای حمایت از ارائه دادند. آنها سپس، از 114 داوطلب آنلاین خواستند تا بررسی نامه آنها را پر کنند و بگویند برای شاد نگه داشتن خود از کدام روش ها استفاده می کنند.

راه هایی برای شادکامی

در ادامه، روش های انتخابی داوطلبان را بر اساس اولویتشان از بالا تا پایین نام برده ایم:

• داشتن رفتار مهربان با دیگران
• دنبال کردن اهداف شخصی
• تشکر کردن و بیان قدردانی
• خوش بین بودن
• ورزش کردن
• داشتن روابط اجتماعی با دیگران
• درک لذت های زندگی
• همچون انسان های شاد رفتار کردن
• انجام کارها در لحظه
• بخشیدن دیگران
• داشتن رفتارها و اعتقادات مذهبی و معنوی
• استفاده از راهکارهای مناسب برای کنترل اضطراب ها
• اجتناب از فکر زیاد
• مراقبه

بیش از سه چهارم داوطلبان اعلام کردند که با مهربانی کردن به دیگران، زندگی شادتری برای خود می سازند. و روشی همچون مراقبه چیزی بود که یک نفر از 5 نفر آن را به عنوان روشی برای شاد بودن قبول داشت.


شاد بودن در دنیای واقعی

به طور متوسط، داوطلبان اعلام کردند در حالت عادی از 8 روش از راهکارهای مذکور در زندگی شخصی خود استفاده می کنند. این با مطالعات علمی که فقط یکی از این روش ها را در موقعیت های مختلف انتخاب می کند، کاملا فرق داشت. اا باید بدانید که این مساله در بررسی ها، کاملا عمدی است زیرا محققان باید تاثیرات یک روش خاص را مطالعه کنند. اما از طرفی هم تا حدی ساختگی است زیرا مهم این است که مطالعات بر اساس واکنش های مردم در دنیای واقعی صورت بگیرد.

در ادامه دو مساله ای که همه باید در به کار گیری این روش ها در نظر داشته باشند را ذکر کرده ایم:

تکرار مدام راهکارها: بیشتر داوطلب ها ادعا کرده اند که راهکارهای شادکامی خود را چندین بار در طول هفته انجام می دهند و برای هر کدام از آنها حداقل 40 دقیقه وقت صرف می کنند.

ادامه دادن برای مدت طولانی: وقتی فردی روش جدیدی را در پیش می گیرد بعد از مدتی آن را به دست فراموشی می سپارد. بهتر است برای نتیجه بهتر گرفتن در این راه ثابت قدم باشید


[ جمعه 23 اسفند 1392 ] [ 08:18 ب.ظ ] [ مریم آقاجانی پور ]

[ نظرات() ]


چقدر خودتو میشناسی؟...

چقدر خودتو میشناسی؟...


 

پادشاهی دو شاهین کوچک به عنوان هدیه دریافت کرد. آنها را به مربی پرندگان دربار سپرد تا برای استفاده در مراسم شکار تربیت کند.
یک ماه بعد، مربی نزد پادشاه آمد و گفت که یکی از شاهین‌ها تربیت شده و آماده
شکار است اما نمی‌داند چه اتفاقی برای آن یکی افتاده و از همان روز اول که آن را روی شاخه‌ای قرار داده تکان نخورده است.
 
این موضوع کنجکاوی پادشاه را برانگیخت و دستور داد تا پزشکان و مشاوران دربار، کاری کنند که شاهین پرواز کند. اما هیچکدام نتوانستند. روز
بعدپادشاه دستور داد تا به همه مردم اعلام کنند که هر کس بتواند شاهین را به پرواز درآورد پاداش خوبی از پادشاه دریافت خواهد کرد.
 صبح روز بعد پادشاه دید که شاهین دوم نیز با چالاکی تمام در باغ در حال پرواز است.
پادشاه دستور داد تا معجزه‌گر شاهین را نزد او بیاورند.
 
درباریان کشاورزی متواضع را نزد شاه آوردند و گفتند اوست که شاهین را به
پرواز درآورد. پادشاه پرسید: «تو شاهین را به پرواز درآوردی؟ چگونه اینکار را کردی؟ شاید جادوگر هستی؟
 
کشاورز که ترسیده بود گفت:
سرورم، کار ساده‌ای بود، من فقط شاخه‌ای راکه شاهین روی آن نشسته بود بریدم. شاهین فهمید که بال دارد و شروع به پرواز کرد.
 
 گاهی لازم است برای بالا رفتن، شاخه‌های زیر پایمان را ببریم
چقدر به شاخه‌های زیر پایتان وابسته هستید؟
 
 آیا توانایی‌ها واستعدادهایتان را می‌شناسید؟ آیا ریسک می‌کنید؟ 



نوع مطلب : 


[ شنبه 21 دی 1392 ] [ 10:37 ب.ظ ] [ مریم آقاجانی پور ]

[ نظرات() ]


گاندی...

گاندی...

 
به یاد داشته باش: من نباید چیزى باشم که تو می‌خواهى، من را خودم از خودم ساخته‌ام.
 
 
منى که من از خود ساخته‌ام، آمال من است.
 
 
تویى که تو از من می‌سازى آرزوهایت و یا کمبودهایت هستند.
 
 
لیاقت انسان‌ها کیفیت زندگى را تعیین می‌کند، نه آرزوهایشان.
 
 
و من متعهد نیستم که چیزى باشم که تو می‌خواهى.
 
 
و تو هم می‌توانى انتخاب کنى که من را می‌خواهى یا نه.
 
 
ولى نمی‌توانى انتخاب کنى که از من چه می‌خواهى.
 
 
می‌توانى دوستم داشته باشى، همین گونه که هستم و من هم.
 
 
می‌توانى از من متنفر باشى بى‌هیچ دلیلى و من هم.
 
 
چرا که ما هر دو انسانیم.
مهاتما گاندی

 



[ شنبه 21 دی 1392 ] [ 10:25 ب.ظ ] [ مریم آقاجانی پور ]

[ نظرات() ]


یادداشتی از نلسون ماندلا ...
یادداشتی از نلسون ماندلا  ...
 

 من باور دارم ...
·         که دعوا و جرّ و بحث دو نفر با هم به معنى این که آن‌ها همدیگر را دوست ندارند نیست. 

  و دعوا نکردن دو نفر با هم نیز به معنى این که آن‌ها همدیگر را دوست دارند نمى‌باشد.

·         
  
من باور دارم ... 
  که هر چقدر دوستمان خوب و صمیمى باشد هر از گاهى باعث ناراحتى ما

 خواهد شد و ما باید بدین خاطر او را ببخشیم.

·         
  
من باور دارم ... 
  که دوستى واقعى به رشد خود ادامه خواهد داد حتى در دورترین فاصله‌ها. عشق واقعى نیز همین طور است.
·         
  
من باور دارم ... 
  که ما مى‌توانیم در یک لحظه کارى کنیم که براى تمام عمر قلب ما را به درد آورد.
·         
  
من باور دارم ... 

  که زمان زیادى طول مى‌کشد تا من همان آدم بشوم که مى‌خواهم.
·         
  من باور دارم ... 

  که همیشه باید کسانى که صمیمانه دوستشان دارم را با کلمات و عبارات 

زیبا و دوستانه ترک گویم زیرا ممکن است آخرین بارى باشد که آن‌ها را مى‌بینم.
·         
  
من باور دارم ... 
  که ما مسئول کارهایى هستیم که انجام مى‌دهیم، صرفنظر از این که چه احساسى داشته باشیم.
·         
  
من باور دارم ... 
  که اگر من نگرش و طرز فکرم را کنترل نکنم،او مرا تحت کنترل خود درخواهد آورد.
·         
  
من باور دارم ... 
  که قهرمان کسى است که کارى که باید انجام گیرد را در زمانى که باید انجام گیرد، انجام مى‌دهد، صرفنظر از پیامدهاى آن.
·         
  
من باور دارم ... 

  که گاهى کسانى که انتظار داریم در مواقع پریشانى و درماندگى به ما ضربه 
بزنند، به کمک ما مى‌آیند و ما را نجات مى‌دهند.
·         
  
من باور دارم ... 
  که گاهى هنگامى که عصبانى هستم حق دارم که عصبانى باشم امّا این به 

من این حق را نمى‌دهد که ظالم و بیرحم باشم.
·         
  
من باور دارم ... 
  که بلوغ بیشتر به انواع تجربیاتى که داشته‌ایم و آنچه از آن‌ها آموخته‌ایم 

بستگى دارد تا به این که چند بار جشن تولد گرفته‌ایم.
·         
  
من باور دارم ... 
  که همیشه کافى نیست که توسط دیگران بخشیده شویم، گاهى باید یاد 

بگیریم که خودمان هم خودمان را ببخشیم.
·         
  
من باور دارم ... 
  که صرفنظر از این که چقدر دلمان شکسته باشد دنیا به خاطر غم و غصه ما از حرکت باز نخواهد ایستاد.
·         
  
من باور دارم ... 
  که زمینه‌ها و شرایط خانوادگى و اجتماعى برآنچه که هستم تاثیرگذار 

بوده‌اند امّا من خودم مسئول آنچه که خواهم شد هستم.
·         
  
من باور دارم ... 
  که نباید خیلى براى کشف یک راز کند و کاو کنم، زیرا ممکن است براى 

همیشه زندگى مرا تغییر دهد.
·         
  
من باور دارم ... 
  که دو نفر ممکن است دقیقاً به یک چیز نگاه کنند و دو چیز کاملاً متفاوت را ببینند.
·         
  
من باور دارم ... 

  که زندگى ما ممکن است ظرف تنها چند ساعت توسط کسانى که حتى آن‌ها 

را نمى‌شناسیم تغییر یابد.
·         
  
من باور دارم ... 
  که گواهى‌نامه‌ها و تقدیرنامه‌هایى که بر روى دیوار نصب شده‌اند براى ما 

احترام و منزلت به ارمغان نخواهند آورد.
·         
  
من باور دارم ... 
  که کسانى که بیشتر از همه دوستشان دارم خیلى زود از دستم گرفته خواهند شد.

·         
  
من باور دارم ... 
 

 «شادترین مردم لزوماً کسى که بهترین چیزها را داردنیست 

  بلکه کسى است که از چیزهایى که دارد بهترین استفاده را مى‌کند.»




[ سه شنبه 17 دی 1392 ] [ 10:20 ب.ظ ] [ مریم آقاجانی پور ]

[ نظرات() ]


سخنان حکیمانه

هر کسی چیزی را می بیند که آن را در قلب خود حمل می کند. (گوته)

معتقدم که سرنوشت انسانها را فقط محبت معلوم می کند وبس. (شکسپیر)


شریف ترین دلها دلی است که اندیشه ی آزار کسان درآن نباشد. ( زرتشت)

از مخالفت ها نترسید بادبادک فقط وقتی می تواند بالا رود که با باد مخالف مواجه شود(چرچیل)


تنها کسی مرتکب اشتباه نمی شود که عمل نمی کند" مرد عمل باشید(ناپلئون)


بكوش تا عظمت در نگاه تو باشد نه در آنچه بدان می نگری . (آندره ژید)


كسی می تواند در پای عشق بمیرد كه پیش از آن زندگی در پیش چشم های وی مرده باشد. (شاندل)

نوشتن برای فراموش كردن است نه برای بیاد آوردن !( توماس ولف)


ماهاتما گاندی می‌گوید: هفت چیزانسان راازپای درمی آوردوهلاک می‌سازد:

1-سیاست بدون شرف 2- لذت بدون وجدان 3- پول بدون کار 4-شناخت بدون ارزشها 5- تجارت بدون اخلاق 6- دانش بدون انسانیت 7- عبادت بدون فداکاری




[ یکشنبه 15 دی 1392 ] [ 10:59 ب.ظ ] [ مریم آقاجانی پور ]

[ نظرات() ]


گزارش بازدید گروه فیزیک استان همدان از یک مدرسه ژاپنی


پایگاه خبری تقریب - سرویس فرهنگی:

استادان آموزش و پرورش در ژاپن معتقدند: پیش از این که معلم ها چیزی به بچه ها بیاموزند، چند هفته ای باید از بچه ها یاد بگیرند.

آنها بر این باورند که اگر این کار را بتوان انجام داد، آن وقت بیش از آنچه می توان به کودکان آموخت، خود بچه ها در پی یاد گرفتن بر خواهند آمد. به باور آنها تا معلمان تغییر نکنند، کودکان یاد نمی گیرند. ژاپنی ها معتقدند که راه حل بسیاری از مسائل کودکان در خود کودکان نهفته است؛ البته به شرط این که یاد بگیریم از کودکان بیاموزیم. فهم این نکته می تواند از مادر، معلم، مربی و اساسا هر کسی که با کودک سر و کار دارد یک محقق بسازد. آنچه در ادامه می خوانید نگاه اجمالی به تعدادی از قوانین و ویژگی های خاص مدارس ژاپنی است.



ادامه مطلب

[ یکشنبه 15 دی 1392 ] [ 10:55 ب.ظ ] [ مریم آقاجانی پور ]

[ نظرات() ]


گزارش بازدید گروه فیزیک استان همدان از یک مدرسه ژاپنی

گزارش بازدید گروه فیزیک استان همدان از یک مدرسه ژاپنی

پایگاه خبری تقریب - سرویس فرهنگی:

استادان آموزش و پرورش در ژاپن معتقدند: پیش از این که معلم ها چیزی به بچه ها بیاموزند، چند هفته ای باید از بچه ها یاد بگیرند.

آنها بر این باورند که اگر این کار را بتوان انجام داد، آن وقت بیش از آنچه می توان به کودکان آموخت، خود بچه ها در پی یاد گرفتن بر خواهند آمد. به باور آنها تا معلمان تغییر نکنند، کودکان یاد نمی گیرند. ژاپنی ها معتقدند که راه حل بسیاری از مسائل کودکان در خود کودکان نهفته است؛ البته به شرط این که یاد بگیریم از کودکان بیاموزیم. فهم این نکته می تواند از مادر، معلم، مربی و اساسا هر کسی که با کودک سر و کار دارد یک محقق بسازد. آنچه در ادامه می خوانید نگاه اجمالی به تعدادی از قوانین و ویژگی های خاص مدارس ژاپنی است.




[ یکشنبه 15 دی 1392 ] [ 10:55 ب.ظ ] [ مریم آقاجانی پور ]

[ نظرات() ]


پروانه های زیبا...

پروانه های زیبا...

 
Join Gevo Group
 
Join Gevo Group
 
Join Gevo Group
 
Join Gevo Group
 
Join Gevo Group
 
Join Gevo Group
 
Join Gevo Group
 
Join Gevo Group
 
Join Gevo Group
 
Join Gevo Group
 
Join Gevo Group
 
Join Gevo Group
 
Join Gevo Group
 
Join Gevo Group
 
Join Gevo Group


[ چهارشنبه 11 دی 1392 ] [ 10:57 ب.ظ ] [ مریم آقاجانی پور ]

[ نظرات() ]


از سخنان گرانبهای حضرت علی (ع)

از سخنان گرانبهای حضرت علی (ع)



[ سه شنبه 10 دی 1392 ] [ 08:28 ب.ظ ] [ مریم آقاجانی پور ]

[ نظرات() ]


.: تعداد کل صفحات 26 :. [ ... ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ 8 ] [ ... ]