تبلیغات
*دوران تدریس و معاونت من*

*دوران تدریس و معاونت من*

کپی برداری از مطالب این وبلاگ، پاشیدن رنگ خدا است به زندگی دیگران؛ در رنگی کردن دیگران درنگ نکنید!

چند توصیه در برنامه ریزی یادگیری زبان خارجی

چند توصیه در برنامه ریزی یادگیری زبان خارجی

اهمیت برنامه ریزی و اهداف در یادگیری

افراد زیادی در سنین مختلف درگیر یادگیری زبان خارجی هستند. آن‌ها در کلاس‌های آموزشی و یا به شیوه خودآموز یادگیری را پی‌می‌گیرند. یادگیری زبان خارجی دلایل گوناگونی دارد، برخلاف باور برخی در همه سنین امکان یادگیری وجود دارد و هر سنی مزایای ویژه خود را داراست.

متاسفانه، افراد زیادی طی مسیر شکست خورده و یا یادگیری را رها می‌کنند. آنان اغلب  فاقد هدف عینی، برنامه‌ریزی و تعهد هستند و سریع دلسرد می شوند.

هنگام شروع یادگیری زبان، بسیار مهم است که بدانیم چقدر وقت برای این موضوع می‌توانیم اختصاص دهیم. بر اساس تعهد و انگیزه، هر فردی می‌تواند برنامه‌ای شخصی با تصمیم گیری درباره  تعداد و  طول مدت جلسات آموزشی و فعالیت‌هایش ترتیب دهد.

تعیین تعداد و طول مدت جلسات

تاکید می‌کنم بهتر است در هر روز 10 دقیقه به یادگیری اختصاص دهیم تا اینکه  یك جلسه‌ی 3 ساعته در ماه داشته باشیم. تکرار، پشتکار و نظم شانس موفقیت را در هر آموزشی بالا می‌برد.

چقدر می‌توانید برای این هدف زمان بگذارید؟

 15 دقیقه، 30 دقیقه ویا یک ساعت در روز؟ می‌توانید هر روز مطالعه نکنید و یک روز در میان جلسات یادگیری داشته باشید. در این موقعیت، باید واقع بین باشید و به خودتان دروغ نگویید و از برنامه‌هایی که قابلیت اجرایی ندارند پرهیز کنید.

چقدر به برنامه خودتان پایبند هستید؟

قسمت دشوار اینجاست. شما تصمیم گرفتید که برای یادگیری زبان وقت بگذارید اما به خود اعتماد دارید که به تعهدتان احترام بگذارید؟ چه چیز باعث می‌شود پس از دو هفته همه چیز را رها ‌کنید؟

در واقع، تداوم در برنامه بسیار دشوار است!

کسانی که از مترو یا سایر وسایل حمل و نقل عمومی در مسیرهای طولانی استفاده می‌ کنند می‌توانند از این زمان‌ها در هنگام صبح بهره برند زیرا مغز هنوز امکان بهتری برای به خاطر سپردن کلمات جدید دارد.

توصیه می شود فعالیت‌هایتان را در دفتر یادداشت، تقویم یا کامپیوتر ثبت كنید تا سنگینی تعهدتان را احساس و آن را رعایت کنید. حتی می‌توانید برنامه تان را با جمعی به اشتراک بگذارید. به اشتراک گذاشتن تعهداتمان احتمال موفقیت در آن را بالا می‌برد.




[ پنجشنبه 7 آبان 1394 ] [ 11:03 ق.ظ ] [ مریم آقاجانی پور ]

[ نظرات() ]


روش های برنامه ریزی هفتگی

روش های برنامه ریزی هفتگی

قدم اول تعیین جمع ساعات غیر مطالعاتی در طول یک هفته:

یک یا دو هفته کارهایی که در طول روز انجام می دهیم را زمان سنجی می کنیم مثلاً کلاس مدرسه و کنکور، ساعات خواب در طول شبانه روز یا زمان کارهای شخصی مثل: صبحانه خوردن، ناهار، شام، نظافت و حمام یا ساعات تفریح و ورزش و… خلاصه زمان کل کارهایی که یک انسان سالم در طول یک هفته ناگزیر به انجام دادن آنهاست را حساب می کنیم. در اینجا ذکر چند نکته ضروری است:

ا
اول اینکه، جمعه ها (در ابتدای برنامه) تعطیل است. بهتر است برای جمعه ی خود در ابتدای برنامه، زمان مطالعه ی درسی نگذارید و برای این روز، یک برنامه ی تفریحی مناسب در نظر بگیرید. بعد به تدریج با افزایش ساعات مطالعه، قسمتی از برنامه ی جمعه ی شما نیز صرف مطالعه خواهد شد.
دوم اینکه، بعضی از عادت های مضر باعث اسراف ساعت های شما می شوند (مثلاً تلفن! یا تلویزیون! یا یخچال! یا کامپیوتر!) پس این عادت ها را حتماً حتماً حتماً محدود کنید.
سوم اینکه، در برابر دید و بازدیدها مقاومت کنید و به راحتی تسلیم نشوید. سعی کنید اگر می شود دید و بازدیدها را نیز منظم کنید و آنها را به روز تعطیل خود موکول کنید و یک چیز را فراموش نکنید، « از ناراحت شدن دوست، فامیل یا هر شخصی که شرایط شما را درک نمی کند، ناراحت نشوید!»

ا

قدم دوم تعیین ساعات خالی هفته:

جمع ساعات کارهای غیر مطالعاتی و شخصی در طول یک هفته را از ۱۴۴ ساعت (جمع ساعات شش روز هفته) کم می کنیم. ساعات باقیمانده، ساعات خالی محسوب می شود که باید ساعات مطالعه ی مشخص شده را (که در قدم سوم راجع به آن بحث می کنیم) در این ساعات گنجاند.
مثلاً اگر جمع ساعات کارهای غیر درسی در طول هفته برای همان شخصی که در قدم اول مثال زدم ۹۴ ساعت شود، ساعات خالی او برابر ۵۰ ساعت خواهد شد.

ا

قدم سوم تخمین جمع ساعات مطالعه در یک هفته:

 برای شروع ۵۰ تا ۶۰ درصد پیشینه ی ساعات مطالعه را در نظر می گیریم و عدد حاصل را در شش روز ضرب می کنیم آنچه بدست می آید حدود جمع ساعات ممکن برای مطالعه است. مثلاً بیشینه ی ساعات مطالعه ی همان شخص که در حالات قبل بررسی کردیم در روز دوازده ساعت است.
۵۰ درصد این مقدار می شود شش ساعت، حال عدد را در شش روز هفته ضرب می کنی. پس جمع ساعات مطالعه در یک هفته ۳۶ ساعت خواهد بود (که در ۵۰ ساعت برنامه ی خالی هفتگی برنامه ریزی می کنیم) اگر موفق به ارزیابی دقیق برای ساعات مطالعه مان نشدیم، هفته های اول مطالعه به ما نشان می دهد که توان فعلی ما برای مطالعه چند ساعت در هفته است. جمع ساعات مطالعه در هفته را به تدریج (هفته به هفته یا ماه به ماه) و غیر محسوس افزایش می دهیم تا اسفند ماه به بیشینه ی ساعات مطالعاتی خود برسیم.
این ساعات تا نیمه ی دوم اردیبهشت ماه سال بعد ثابت می ماند و آن زمان به دلیل خستگی و شرایط روحی خاص بهتر است آگاهانه ساعات مطالعه را تا ۸۰ درصد بیشینه کاهش دهیم. در اواخر خرداد ماده باز به زمان بیشینه ی ساعت مطالعه نزدیک خواهیم شد.
آنچه که توجه به آن اهمیت دارد این است که ساعات مطالعه ی هفتگی واقع بینانه در نظر گرفته شود و افزایش آن نیز تدریجی باشد.

ا

قدم چهارم تقسیم ساعات مطالعه ی هفتگی بین دروس:

تقسیم ساعات بین دروس، باید بر اساس منطقی درست انجام پذیرد. معمولاً در طول یک هفته، درسی را بیشتر مطالعه می کنند که علاقه ی بیشتری به آن دارند و به همین دلیل در دروسی که ضعیف هستند تا ابدالدهر ضعیف می مانند! یا گاهی دروسی که اهمیت کمتری در کنکور دارند را بیشتر مطالعه می کنند و در نتیجه دروس مهمتر که معمولاً حجم بیشتری هم دارند باقی می ماند. به نظر شما در طول یک هفته چه درسی را باید بیشتر خواند و چه عواملی در زمان مطالعه ی هر درس در طول هفته مؤثر است؟




[ پنجشنبه 7 آبان 1394 ] [ 11:02 ق.ظ ] [ مریم آقاجانی پور ]

[ نظرات() ]


روش های صحیح تست زنی

روش های صحیح تست زنی

1- در آزمون های تستی: هر پاسخ صحیح1 نمره ی مثبت و هر 3 پاسخ نادرست یک نمره منفی دارد.ارزش تمام سؤال های یک درس یکسان است و نباید بی مورد روی یک سؤال بیش از اندازه مکث کنید. به طوری که از سایر تست ها باز بمانید.

2-  از قبل باید خود را آماده کنید که احتمالاً  جواب برخی از تست ها را نمی دانید . نباید به حل همه ی تست ها اصرار داشته باشید. این آفت دامن گیر خیلی ها است. فراموش نکنید که داوطلبان ممتاز هم نمی توانند به همه ی سؤال ها پاسخ دهند. این کار تعداد جواب های نادرست  و مقدار نمره ی منفی را افزایش می دهد و باعث «کمبود وقت» می شود.

 

3-  ابتدا به سراغ تست های ساده تر بروید و با سؤالات دشوار  یا وقت گیر در گیر نشویدو از آن ها موقتاً رد شوید و کنار شان یک علامت ضربدر (*) بگذارید.

4-  تست هایی را که بلد نیستید یا تست های مبهمی را که با یک یا دو بار خواندن قابل فهم نیستند قاطعانه و بدون تردید رد کنید و کنار آن ها یک علامت منفی(-) بگذارید. نباید با فکر کردن  به این تست ها وقت خود را تلف کنید.

5- در مواجهه با تست های آسان ، به آسان بودن آن ها شک نکرده و به دنبال پیچیده کردن آن ها نباشید.

6-برخی ازتست ها به طور ذاتی طولانی هستند.انتظار شان را داشته باشید و در برخورد با آن ها نگران نباشید.

7-  سعی کنیم در حین خواندن صورت سؤال،داده ها و خواسته ی مسئله را مشخص کنید. بدین ترتیب ، از دوباره خوانی سؤال جلوگیری می شود. بهتر است این تمرین را در منزل هم انجام دهید.

8-  هنگام خواندن متن سؤال بسیاری از تست ها می توان پاسخ احتمالی را حدس زد.در این صورت بهتر است قبل از مراجعه به گزینه ها پاسخ خود  را مشخص کنید. سپس آن را در گزینه بیابید. این تکنیک از سرگردانی شما  هنگام جست و جوی گزینه ی صحیح جلوگیری می کند.به ویژه وقتی هر چهار گزینه مشابه یکدیگر  باشند.

9-  اطلاعاتی راکه در متن سؤال نوشته شده است، دوباره ننویسید.به عنوان نمونه ،معادله مرتبه اول خطی  نوشته شده یا شکل کشیده شده مدار در سؤال را ننوشته یا رسم نکنید.این کار باعث صرفه جویی در وقت میشود.

10-حل بسیاری ازتست ها از راه حذف گزینه ها انجام میشود.با حذف گزینه های نا درست ،گزینه ی باقیمانده را به عنوان جواب تست انتخاب کنید.

11-از میان دو گزینه ی درست ،گزینه ای را که کامل تر است را انتخاب کنید.

12-هنگام شک بین دو گزینه ،اولین گزینه ای را که کامل تر است انتخاب کنید.

13-قبل از آزمون خود را برای این موضوع که همواره در کنکور آزمایشی، سراسری ودانشگاه آزادیک یا چند سؤال غلط وجود دارد. آماده کنید.هنگام برخورد با این سؤالات ، نباید به دانسته های خود مان شک کنید و بر حل این سؤال ها هم نباید اصرار داشته باشید و چون باعث اتلاف وقت و افزایش اضطراب می شود و هیچ نتیجه ای هم برای شما نخواهد داشت.پس از آزمون این تست ها از مجموعه ی سؤالات حذف می شوند و نمره ای به آن ها تعلق نخواهد گرفت.

14- در پایان جلسه ی آزمون ، ذهن و حافظه ی شما  خسته و ضعیف است. بنابراین نباید به پاسخ هایی که داده اید ،شک کنیدو آن ها را دستکاری کنید . معمولاًپاسخ دوم اشتباه از آب در می آید .

15- از هیچ سؤالی نخوانده رد نشویید زیرا ممکن است پس از چند سؤال دشوار سؤالات ساده ای پیدا کنید .

16-هنگام پاسخگویی به تستهای چهارگزینه ای از انتخاب اولین گزینه ای که به نظر صحیح می آید پرهیزکنید. در عوض به همه ی پاسخ ها توجه و دقت نمائید زیرا یکی از فنون تهیه ی تست آنست که باید همه ی پاسخ ها در وهله اول درست به نظر آید وتنها کسانی قادر به پاسخگویی باشند که مطالب را به خوبی فهمیده باشند و احتمال پاسخگویی تصادفی کم شود.

17- میزان اعتماد به نفس می تواند بر در صد پاسخ دهی به تست ها ی کنکور نیز مؤثر باشد افرادی که از اعتماد به نفس بالایی برخوردارند احتمال بیشتری دارد به تست ها ئی که جواب آن ها را نمی دانند پاسخ دهند و با گرفتن نمره ی منفی درصد کلی خود را کاهش دهند از طرف دیگر افراد دارای اعتماد به نفس پائین احتمال بیشتری دارد که در هنگام مرور پاسخها به درستی آن ها شک کنند و آن ها را عوض کنند. پس هیچگاه هنگام مرور پاسخ هایتان پاسخ های قبلی را عوض نکنید مگر اینکه مگر اینکه نسبت به درستی پاسخ جدید صد در صد  مطمئن باشید.

18- بعد از پاسخ دادن به هر ده سؤال شماره ی سؤال را با پاسخنامه کنترل کنید تا آن ها را جا به جا وارد نکرده باشید.



[ پنجشنبه 7 آبان 1394 ] [ 11:02 ق.ظ ] [ مریم آقاجانی پور ]

[ نظرات() ]


روش های مختلف مرور دروس

 

روش های مختلف مرور دروس

1-    مرور مرحلهای

اولین مرور: (حین مطالعه) یادداشت برداری، پرسش کردن، توضیح دادن برای خود، خط کشیدن زیر کلمات  و جملات ، حاشیه نویسی و پاسخ دادن به پرسشهای متن کتاب درسی.

دومین مرور: 24 ساعت پس از خواندن درس یا تدریس در کلاس شامل:

1- بازخوانی کامل درس خوانده شده و جزوهی آن

2- حل  تمرینهای تشریحی  و تستهای آن درس

3- مرور ذهنی آنچه در طول روز خواندهایم  قبل از خوابیدن

سومین مرور:یک هفته بعد شامل:

1- بازخوانی کامل درس و جزوه

2- حل تمرینات اشکالدار قبل

3- علامت زدن قسمتهای فراموش شده

4- حل بخش دیگری از تمرینات باقیمانده

چهارمین مرور:دو هفته بعد شامل:

1- مرور یادداشتها و خلاصهی دروس

2- حل تمرینات اشکالدار قبلی 

3- علامت زدن قسمتهای فراموش شدهی جدید

4- مرور قسمتهای فراموش شدهی  قبلی

5- حل بخشی دیگر از تمرینات  باقی مانده

پنجمین مرور:یک ماه بعد شامل:

1- مرور یادداشتها و خلاصهی دروس

2- حل تمرینات اشکالدار قبلی 

3- مرور قسمتهای فراموش شدهی  قبلی و مطالب فرار

ششمین مرور: سه ماه بعد شامل بازخوانی کامل کتاب

بدین ترتیب  و با این تکرارهای منظم، مانع فراموشی مطالب در مدت طولانی میشویم.

همانطور که یاد گرفتن محتاج زمان است ، یادآوری و تازه نگهداشتن ذهن از مطالب  خوانده شده به زمان نیاز دارد.

2- مرور گزینشی

در این روش کل کتاب، تیترها، خطوط درشت داخل متن، عکسها، زیرنویس عکسها، فرمولها، نمودارها، جدولها و همهچیز به جز متن نوشتاری کتاب درسی، خوانده و مرور میشود.

در آغاز تیتر اصلی را ببینید، کتاب را ببندید و سپس برای خودتان بهطور خلاصه شرح دهید (یا بنویسید)که در آن تیتر اصلی چه عناوین فرعی و نکاتی وجود دارد. بعد کتاب را باز کنید و ببینید تا چه حد درست عمل کردهاید. با این عمل، کلیت مطلب در ذهن شما حک میشود. همینکار را با عناوین فرعی تکرار کنید. فرمولهای مهم، مکانهای مهم و مفاهیم مهم در هر بند کتاب درسی محدود است. به همین خاطر یادآوری آنها راحتتر است. بدین ترتیب گامبهگام در هر فصل پیش میروید و جزئیات را در ذهن خود تازه میکنید.هر جا لازم شد به متن کتاب رجوع کنید.اگر مطلب آموخته شده راخوب فهمیده باشید، به خواندن متن نیاز کمتری دارید، اگر رجوع شما به متن زیاد باشد نشان میدهد که شما ضعیف هستید و مطلب باید بازخوانی شود این روش به شما کمک میکند تا تشخیص دهید در چه قسمتهایی ضعف دارید و به فعالیت بیشتری نیاز دارید.

 

3- مرور با تست

هر موقع که بخواهیم درسی را مرور کنیم تستهای جدید از آن درس را انتخاب کرده و به آنها پاسخ میدهیم. این شکل پاسخگویی، باعث یادآوری آموختههای قبلی میشود. حسن این روش در آن است که با نشان دادن پاسخهای نادرست به ما، مشخص میشود که چه نکاتی را فراموش کردهایم و باید آنها را بازخوانی و تکرار کنیم یا در چه قسمتهایی ضعف داریم و نیاز به تمرین و رفع اشکال بیشتری داریم این کار از تکرار مباحثی که خوب بلد هستیم جلوگیری میکند و از طرف دیگر عملا بخشی از تکالیف و تستهای آن درس هم انجام میشود و به این ترتیب بهطور تدریجی درآن درس تسلط خواهیم یافت.

4- مرور فعال

اگر مرور محدود به تکرار آموختههای قبلی شود با این روش، ما میتوانیم تنها آموختههای قبلی را حفظ و نگهداری کنیم و در بهترین حالت نمرات خود را در حد نمرههای قبلی حفظ کنیم اما نمیتوانیم این آموختهها را ارتقاء دهیم و یادگیری خود را کاملتر کنیم  از طرفی این تکرارهای یکنواخت و پیدرپی مغز را خسته میکند ولی اگر بخواهیم علاوه بر نگهداری آموختههای قبلی در ذهن خود آنها را کاملتر کنیم و خود را به حد تسلط برسانیم و مرور برایمان یکنواخت وخسته کننده نباشد باید مرور را به طور «فعال» انجام دهیم.



[ پنجشنبه 7 آبان 1394 ] [ 10:58 ق.ظ ] [ مریم آقاجانی پور ]

[ نظرات() ]


چگونه برای کارشناسی ارشد برنامه ریزی کنیم؟

چگونه برای کارشناسی ارشد برنامه ریزی کنیم؟


اصل 1 : اهداف خود را روشن كنید
بدانید كه فرد هدفمند و موفق كسی است كه برای روزها،هفته ها،ماه ها و حتی سال های خود برنامه ریزی می كند. اگر ٪20 از زمان خود را صرف برنامه ریزی نمایید ،٪80 باقی مانده را با اطمینان بیشتری برای رسیدن به اهداف خود گام بر خواهید داشت. برای برنامه ریزی در كلیه امور باید اهداف دقیق و روشنی داشته باشید. این مسأله در برنامه ریزی تحصیلی حائز اهمیت فراوانتری است. براى منظم شدن، بایستى اهداف را در دو گروه بلند مدت و كوتاه مدت تقسیم كرد و سپس برنامه‏اى زمان بندى شده براى وصول به آن طراحى و عمل نمود. چرا كه اگر تمام اهداف بلند مدت باشند احتمال اینكه شما با گذر زمان دچار خستگی و نا امیدی گردید زیاد است اما اگر اهداف كوتاه مدت نیز در نظرتان باشد بعد از مدت كوتاهی با رسیدن به اهداف كوتاه مدت بسیار تقویت گردیده و آن را پاداشی برای زحمات تان در نظر گرفته و با قوت و قدرت بیشتری برنامه هایتان را دنبال خواهید كرد. پس برای خود روشن كنید اهداف بلند مدت شما كدامها هستند و اهداف كوتاه مدت كدامها هستند؛ مثلا :
الف) هدف بلند مدت : فراگیری كل منابع کنکور
ب) هدف كوتاه مدت : مطالعه و یادگیری چند بخش در این ماه یا در این هفته
اصل 2 : اهداف خود را زمان بندی كنید
زمان دقیقی برای هر یك از اهداف كوتاه مدت تعیین كنید. مثلا تعیین كنید كه مطالعه چه دروسی را در چه مدت زمانی به اتمام خواهید برد. به خوبی مراقب باشید كه برنامه های تنظیم شده را به موقع و بدون تأخیر انجام دهید ؛زیرا كه خوب می دانید تأخیر در اجرای به موقع برنامه ها برابر با عدم موفقیت است.
اصل 3 : تشخیص نیازها و كاستی ها
باید خواست‏ها و احتیاجات اساسى خود را در زمینه ای كه قصد دارید برای آن برنامه ریزی كنید شناسایی كنید. به عنوان مثال: در یك مقطع مشخص، چه درسى را باید مطالعه كرد.
اصل 4 : تعیین زمان لازم
فرصت‏ها و اوقاتى كه باید صرف تحقق اهداف برنامه شود را باید مشخص كرد تا در نهایت معلوم شود چقدر زمان در هر روز یا هفته به آن موضوع اختصاص خواهد یافت. به عنوان مثال اگر قرار باشد یك كتاب 300 صفحه ای در طول یك ماه خوانده شود لازم است حداقل روزی 11 صفحه از كتاب مطالعه شود و این نیاز به حداقل یك ساعت وقت دارد.
اصل 5 : طبقه بندی اهداف بر اساس اولویت
كارهایی را كه می خواهید انجام دهید،برحسب اولویتها ومیزان اضطرار و اهمیت آن،طبقه بندی كنید. بهترین زمانها و اوقات را برای مهمترین كارها قرار دهید. در این صورت اگر وقت كم داشته باشید و یا به هر دلیل نتوانید به همه اهداف و كارهایتان برسید، مطمئن هستید كه اهداف و برنامه های اصلی را انجام خواهید داد.
اصل 6 : تناسب با توانمندی
برنامه باید در حد توان باشد نه خارج از توان. پس باید مطابق طاقت و توان جسمی و روحی تان برنامه را طرح ریزی و اجرا كنید و از حد تعادل خارج نشوید. اگر شما برنامه ای طرح كنید كه در آن خودتان را موظف به روزی 18 ساعت كار و تلاش كنید حتما با شكست مواجه خواهید شد. باید زمان هایتان را به درستی، برای انجام امور مختلف تقسیم كنید (مطالعه، تفریح، استراحت، عبادت و ...)
اصل 7 : عدم ایده آل نگری
ایده آل نگر و مطلق گرا نباشید، یعنی نخواسته باشید تمام خواسته ها و آرزوهایتان فوری و به شكل كامل و تمام برآورده شود هر چند در راه به دست آوردن آن تلاش می كنید. در نظر نگرفتن واقعیات، برنامه را با شكست مواجه می كند. یادتان باشد كه بدون تعیین اهداف، برنامه ‏ریزى غیرممكن و بدون برنامه ‏ریزى، نظم نامیسّر است. *** بخش دوم؛ نكات کلیدی برای قبولی در كنكور كارشناسی ارشد :
1. توجه داشته باشید كه آزمون كارشناسی ارشد مانند آزمون سراسری نیست كه هر سال منابع كاملا مشخص و تغییر ناپذیر داشته باشد. در آزمون كارشناسی ارشد هر سال امكان دارد این منابع تغییر كنند. البته مواد امتحانی قبلاً تصویب شده اند و معمولاً ثابت هستند؛ منظور كتبی است كه مربوط به مواد امتحانی است. شما با مطالعه و تحلیل سؤالات سال های قبل و همچنین راهنمایی گرفتن از دانشجویانی كه به تازگی در كنكور ارشد (در رشته ای كه قرار است شركت كنید) قبول شده اند و همچنین اساتید مربوطه، می توانید به منابع درست، اشراف بیشتری داشته باشید. (معمولاً هر سال تغییر زیادی در منابع ایجاد نمی شود ولی این امكان همیشه وجود دارد كه تغییرات، كمی بیش از حد باشد).
2. از آنجایی كه حجم كتبی كه برای آزمون ارشد (در هر رشته) مطالعه می شود معمولاً زیاد است، خیلی از افراد این احساس را دارند كه مطالبی كه می خوانند را فراموش می كنند، و همین احساس در آن ها استرس به وجود می آورد، احساسی كه مطابق با واقعیت نیست و هنگام مواجهه با آزمون خواهند دید كه تمام مطالعاتشان به ذهنشان فراخوانی می شود. در آزمون های تستی فرد وقتی سوال و جواب را یكجا می بیند با توجه به مطالعاتش (مطالعه به طور صحیح و دقیق) می تواند جواب را از بین گزینه ها پیدا كند. پس داوطلبان، نگران این موضوع نباید باشند.
3. حتماً سؤالات کنکور سال های قبل را بگیرید و مطالعه كنید. برخی از همان سوالات در سال های بعد تكرار می شود. به علاوه همانطور كه در بالا هم گفته شد با مطالعه این سوالات می توانید به كشف منابع ارشد در رشته مربوطه بپردازید.



[ پنجشنبه 7 آبان 1394 ] [ 10:55 ق.ظ ] [ مریم آقاجانی پور ]

[ نظرات() ]


ب کم جو تشنگی آور به دست

آب کم جو تشنگی آور به دست

تا بجوشد آبت از بالا و پست


«اجازه بدهیم دانش آموز در کلاس درس همچون پرنده ای تازه کار ، بال زدن بیاموزد نه بال بال زدن را. خیلی وقتها دانش آموزان ما به جای بال زدن ، بال بال می زنند. ما خیلی سخت می گیریم و غرق قواعد می شویم. خود بزرگان و اساتید عرب زبانِ  زبان عربی هم به این قواعد توجهی ندارند و گاه شده است که ما فکر می کنیم آنها بلد نیستند و اشتباه می کنند.»


درس هایی که به عنوان یک معلم برایم بسیار آموزنده بود:

1- در کلاس درس ، دانش آموز را تشنه نگه داریم و فوری به هر پرسشی پاسخ ندهیم. عدم پاسخ به معنی بی سوادی معلم نیست بلکه ذهن دانش آموز را به جنب و جوش وا می دارد که البته باید هدایت شده باشد.

2- خیلی به اطلاعات خودمان تکیه و اعتماد نکنیم و گاهی هم فکر کنیم که ممکن است چیزهای دیگری هم وجود داشته باشد که یا ما از آن بی خبریم یا برداشت اشتباه داشته ایم.

3- تکیه زیاد بر قواعد آن هم قواعدی که ما فقط بخشی از آن را می دانیم نه صحیح است و نه دردی از دانش آموزان دوا کرده است و نه خواهد کرد کما این که تدریس کتب عربی جدید در طی دو سال گذشته این امر را واضح کرده است.

4- وقتی خودمان از همه قواعد اطلاع نداریم توقع نداشته باشیم که باید دانش آموز همه آنها را بداند.

مثالی عرض کنم:

در یکی از کلاس های ضمن خدمت بحث بر سر این بود که فرق «هَل» و «أَ» و نیز «سـَ و سوفَ» را به بچه ها بگوییم یا نه؟

عرض کردم نباید بگوییم و بهتر است بگوییم فرقی ندارند.

برخی سفت شدند که باید بگوییم. و بنده این دو جمله را روی تابلو نوشتم و گفتم فرق معنای این دو جمله چیست؟

«هَل یذهبُ الطالبُ؟ / أَ یذهب الطالبُ»

گفتند فرقی ندارد.

عرض کردم معنی آنها و مفهومشان فرق دارد ولی نیازی نیست که ما بدانیم و به طریق اولی ، دانش آموز هم به این تفاوت ها نیاز ندارد.

و همچنین است تفاوت «سـَ و سوفَ» که واقعا تفاوت آنها چیزی نیست که ما در ذهن داریم و مرز آنها مشخص نیست

و با گذشت زمان بیشتر به سخنان علامه عباچی واقف می شوم که تأکید داشتند خیلی بر قواعد و قطعی بودن آنها تکیه نکنید.

خداوند به همه اساتید بزرگ که در اواخر دوران خدمت راهی نوین و دیدی جدید فراروی ما گذاشتند را عمر با عزت عنایت فرماید و همه همکارانی که صادقانه و خالصانه کار و تلاش می کنند.

ان شاأالله این درس زیبای استاد بتواند راه آموزش زبان عربی را قدمی آسانتر نماید.




[ یکشنبه 14 دی 1393 ] [ 07:50 ب.ظ ] [ مریم آقاجانی پور ]

[ نظرات() ]


میخوام ببینم طاقتت چقدره؟

میخوام ببینم طاقتت چقدره؟...

 
 
 
 
 
 



[ جمعه 12 دی 1393 ] [ 02:10 ب.ظ ] [ مریم آقاجانی پور ]

[ نظرات() ]


دیگران را ببخش به خاطر

 

 وقتی می‌شود فاصله گرفت بیهوده نمی‌جنگم! چرا باید بیهوده جنگید برای چیزهایی که مطمتنی نمی‌توانی تغییرشان بدهی؟ برای آدم‌هایی که سخت به باورهای خودشان چسبیده‌اند و زمانی که  از خودت، از تفکرت می‌گویی با پوزخندی نگاهت می‌کنند...

وقتی می شود دقایق عمرت را با ادم‌های خوب بگذرانی چرا باید لحظه‌هایت را صرف ادم‌هایی کنی که یا دل‌های کوچک‌شان مدام درگیر حسادت‌ها و کینه‌ورزی‌های بچه‌گانه‌اند..... 
 
یا مدام برای نبودنت... برای خط زدن‌ات تلاش می‌کنند؟ 
 
چرا وقتی می‌شود به این آدم‌ها خندید و از کنارشان گذشت  چرا بایستم و ثانیه‌های عمرم را صرف جنگیدن با بی‌ارزش‌ترین فکرها کنم؟!

نه...همیشه جنگیدن خوب نیست!
من همیشه جنگیده‌ام تا شاید بتوانم چیزی را عوض کنم...
 
همیشه جنگیده‌ام برای چیزهایی که پیش وجدان خودم سربلند باشم! 
 
اما این روزها خوب فهمیده‌ام که با آدم‌های کوته‌نظر... ادم‌های حسود... نباید جنگید!
این روزها فهمیده‌ام برای اثبات دوست داشتن نباید جنگید! 
برای به‌دست آوردن دل ادم ها نباید جنگید! 
برای اصلاح دل کسی که کینه‌ورزی می‌کند نباید جنگید! 
برای اثبات خوب بودن حتی نباید جنگید!
بعضی چیزها وقتی با جنگیدن به دست می‌آیند بی‌ارزش می‌شوند!


این روزها نسخه فاصله گرفتن را می پیچم برای هر کسی که رنجم می دهد! 
برای هر کسی که با حسادت های بچه گانه اش آرامشم را به هم می ریزد!


از آدم هایی که زیاد دروغ می گویند فاصله می گیرم !
از ادم هایی که زیاد ظلم می کنند فاصله می گیرم! 
از آدم هایی که حرمت دل دیگران را نگه نمی دارند فاصله می گیرم..


با حقارت بعضی دل ها نباید جنگید باید نادیدشان گرفت و گذشت... 


این را مدام با خودم تکرار می‌کنم و می‌گذرم از کنار آدم‌هایی که دست دادن‌های گرم‌شان، هرگز حسادت چشم‌های‌شان را از یادم نمی‌برد .

 می‌بخشمشان .......................... نه به خاطر این که مستحق بخششند ... نه 
 
تنها به این خاطر که من مستحق آرامشم!



[ جمعه 12 دی 1393 ] [ 02:06 ب.ظ ] [ مریم آقاجانی پور ]

[ نظرات() ]


گلواژه های نـــــاب و پرمعنای زندگی

سازنده ترین کلمه گذشت است
آن را تمرین کن

پرمعنی ترین کلمه 
ما است
آن را به کار بر

عمیق ترین کلمه 
عشق است
به آن ارج بده

بی رحم ترین کلمه 
تنفر است
با آن بازی نکن

خودخواهانه ترین کلمه 
من است
از آن حذر کن

ناپایدارترین کلمه 
خشم است
آن را فرو بر

بازدارنده ترین کلمه 
ترس است
با آن مقابله کن

با نشاط ترین کلمه 
کار است
به آن بپرداز

پوچ ترین کلمه 
طمع است
آن را بکش

سازنده ترین کلمه 
صبر است
برای داشتنش دعا کن

روشن ترین کلمه 
امید است
به آن امیدوار باش

ضعیف ترین کلمه 
حسرت است
حسرت کش نباش

تواناترین کلمه 
دانش است
آن را فرا گیر

محکم ترین کلمه 
پشتکار است
آن را داشته باش

سمی ترین کلمه 
شانس است
به امید آن نباش

لطیف ترین کلمه 
لبخند است
آن را حفظ کن

ضروری ترین کلمه 
تفاهم است
آن را ایجاد کن

سالم ترین کلمه 
سلامتی است
به آن اهمیت بده

اصلی ترین کلمه 
اعتماد است
به آن اعتماد کن

دوستانه ترین کلمه 
رفاقت است
از آن سو استفاده نکن

زیباترین کلمه 
راستی است
با آن روراست باش

زشت ترین کلمه 
تمسخر است
دوست داری با تو چنین شود؟!

موقر ترین کلمه 
احترام است
برایش ارزش قائل شو

آرامترین کلمه 
آرامش است
آرامش را دریاب

عاقلانه ترین کلمه 
احتیاط است
حواست را جمع کن

دست و پا گیر ترین کلمه 
محدودیت است
اجازه نده مانع پیشرفتت شود

سخت ترین کلمه 
غیر ممکن است
غیر ممکن وجود ندارد

مخرب ترین کلمه 
شتابزدگی است
مواظب پل های پشت سرت باش

تاریک ترین کلمه 
نادانی است
آن را با نور علم روشن کن

کشنده ترین کلمه 
اضطراب است
آن را نادیده بگیر

صبور ترین کلمه 
انتظار است
منتظرش بمان

با ارزش ترین کلمه 
بخشش است
برای بخشش هیچوقت دیر نیست

قشنگ ترین کلمه 
خوشرویی است
راز زیبایی در آن نهفته است

رسا ترین کلمه 
وفاداری است
بدان که جمع همیشه بهتر از یک فرد بودن است

محرک ترین کلمه 
هدفمندی است
زندگی بدون آن پوچ است

و

هدفمند ترین کلمه 
موفقیت است

پس پیش به سوی موفقیت



[ شنبه 29 آذر 1393 ] [ 10:21 ب.ظ ] [ مریم آقاجانی پور ]

[ نظرات() ]


پیر شدن

پیرشدن باعث نمی‌شود تفریح نکنید.


اما تفریح نکردن باعث می‌شود پیر شوید


http://shifteh.net/wp-content/uploads/2012/08/0-2.jpg



[ شنبه 29 آذر 1393 ] [ 10:11 ب.ظ ] [ مریم آقاجانی پور ]

[ نظرات() ]


چند لحظه سکوت

روزی کشاورزی متوجّه شد ساعتش را در انبار علوفه گم کرده است.


ساعتی معمولی امّا با خاطره ای از گذشته و ارزشی عاطفی بود.


بعد از آن که در میان علوفه بسیار جستجو کرد و آن را نیافت از گروهی کودکان که در بیرون انبار مشغول بازی بودند مدد خواست و وعده داد که هر کسی آن را پیدا کند جایزه ای دریافت نماید.

کودکان به محض این که موضوع جایزه مطرح شد به درون انبار هجوم آوردند و تمامی کپّه های علف و یونجه را گشتند امّا باز هم ساعت پیدا نشد.

کودکان از انبار بیرون رفتند و درست موقعی که کشاورز از ادامۀ جستجو نومید شده بود،  پسرکی نزد او آمد و از وی خواست به او فرصتی دیگر بدهد.

کشاورز نگاهی به او انداخت و با خود اندیشید، "چرا که نه؟ به هر حال، کودکی صادق به نظر میرسد."

پس کشاورز کودک را به تنهایی به درون انبار فرستاد.

بعد از اندکی کودک در حالی که ساعت را در دست داشت از انبار علوفه بیرون آمد.

کشاورز از طرفی شادمان شد و از طرف دیگر متحیّر گشت که چگونه کامیابی از آنِ این کودک شد.

پس پرسید، "چطور موفّق شدی در حالی که بقیه کودکان ناکام ماندند؟"

پسرک پاسخ داد، "من کار زیادی نکردم؛ روی زمین نشستم و در سکوت کامل گوش دادم تا صدای تیک تاک ساعت را شنیدم و در همان جهت حرکت کردم و آن را یافتم."



[ شنبه 29 آذر 1393 ] [ 10:09 ب.ظ ] [ مریم آقاجانی پور ]

[ نظرات() ]


طبقه بندی تجدید نظر شده حوزه شناختی

طبقه بندی تجدید نظر شده حوزه شناختی

چند نفر از صاحب نظران آموزشی (آندرسون، کراتول و همکاران،2001) در طبقه بندی حوزه شناختی بلوم تجدید نظر کرده و طبقه بندی تازه ای با نام یک طبقه بندی برای یادگیری، آموزش، و سنجش به وجود آورده اند.

در طبقه بندی تازه حوزه شناختی یک بعد دانش و یک بعد فرایندشناختی وجود دارد.

بعد دانش: شامل دانش امور واقعی، دانش مفهومی، دانش روندی و دانش فراشناختی است .

 

بعد فرایند شناختی: در برگیرنده ی به یادآوردن، فهمیدن، به کار بستن، تحلیل کردن، ارزشیابی کردن و آفریدن است. طبقه های هر دو بعد این طبقه بندی به صورت سلسله مراتبی، یعنی از عینی به انتزاعی و از ساده به پیچیده تنظیم یافته اند.

 

در تصاویر زیر این طبقه بندی را  در بعد فرایند شناختی می بینید.

 

حیطه های شناختی بلوم



[ شنبه 29 آذر 1393 ] [ 10:08 ب.ظ ] [ مریم آقاجانی پور ]

[ نظرات() ]


sohrab

زیباترین قسم سهراب سـپهری:

به حباب نگران لب یک رود قسم، و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،
غصه هم میگذرد،
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهدماند..
لحظه ها عریانند.
به تن لحظه خود،جامه اندوه مـپوشان هرگز...!!
زندگی ذره کاهیست،
که کوهش کردیم،
زندگی نام نکویی ست،
که خارش کردیم،
زندگی نیست بجز نم نم باران بهار،
زندگی نیست بجزدیدن یار
زندگی نیست بجزعشق،
بجزحرف محبت به کسی،
ورنه هرخاروخسی،
زندگی کرده بسی،
زندگی تجربه تلخ فراوان دارد، دوسه تاکوچه وپس کوچه واندازه یک عمر بیابان دارد.
ما چه کردیم و چه خواهیم کرد در این فرصت کم...



[ جمعه 28 آذر 1393 ] [ 11:39 ب.ظ ] [ مریم آقاجانی پور ]

[ نظرات() ]


شش ﭘﻨﺪ ﻣﻮﻻﻧﺎ *

شش ﭘﻨﺪ ﻣﻮﻻﻧﺎ *


❶ ﺩﺭ ﭘﻮﺷﻴﺪﻥ ﺧﻄﺎﻱ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ، ﺷﺐ ﺑﺎﺵ؛


❷ ﺩﺭ ﻓﺮﻭﺗﻨﻲ، ﺯﻣﻴﻦ ﺑﺎﺵ؛


❸ ﺩﺭ ﻣﻬﺮ ﻭ ﺩﻭﺳﺘﻲ، ﺧﻮﺭﺷﻴﺪ ﺑﺎﺵ؛


❹ ﺩﺭ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺧﺸﻢ ﻭ ﻏﻀﺐ، ﮐﻮﻩ ﺑﺎﺵ؛


❺ ﺩﺭ ﺳﺨﺎﻭﺕ ﻭ ﻳﺎﺭﻱ ﺑﻪ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ، ﺭﻭﺩ ﺑﺎﺵ؛


❻ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺁﻣﺪﻥ ﺑﺎ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ، ﺩﺭﻳﺎ ﺑﺎﺵ

 



[ جمعه 28 آذر 1393 ] [ 11:18 ب.ظ ] [ مریم آقاجانی پور ]

[ نظرات() ]


سکوت


[ پنجشنبه 20 آذر 1393 ] [ 11:49 ب.ظ ] [ مریم آقاجانی پور ]

[ نظرات() ]


.: تعداد کل صفحات 26 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]